X
تبلیغات
™شهر و معماری- (تحقیق در معماری)

™شهر و معماری- (تحقیق در معماری)

(نمی تونم فراموش کنم)

دكوراسیون در اتاق انتظار

 

 

معمولا با مطرح شدن موضوع دكوراسیون، همه اذهان به سمت و سوی شرایط محیطی یك خانه سوق داده می شود در حالی كه دكوراسیون موضوعی گسترده است كه می تواند تك تك فضاهایی را كه ما در طول زندگی مان با آنها سروكار داریم پوشش دهد. یكی از همین مكان ها را كه به آن خواهیم پرداخت، اتاق انتظار مطب پزشكان و یا مراكز درمانی است.

 

 

در دكوراسیون محیط های درمانی، موارد گوناگونی همچون پوشش های فضاها، لوازم گرمایشی و سرمایشی، لوازم دكوراسیونی، نورپردازها و غیره همگی می بایست تا حد امكان با نیازهای بیماران مراجعه كننده مطابقت داشته باشد.

 

 

●پوشش های فضا: به طور كلی برای پوشش سطح دیوارها و كف یك محیط درمانی كه انواع و اقسام آلودگی ها و میكروب ها در آن وجود دارند، قابل شست وشو بودن، از جمله مهم ترین و ضروری ترین خصوصیت موردنیاز محسوب می شود. بنابراین طبیعی است كه كاربرد رنگ های پلاستیكی و همچنین كاغذهای دیواری برای اغلب مكان ها رد خواهد شد مگر آنكه كاغذ دیواری تا حدودی قابل شست وشو بوده و در سطح بالای دیوار و دور از دسترس همگان به كار برده شده باشد و فضای زیرین آن را پوشش های قابل شست وشویی مانند رنگ های روغنی و یا دیوارپوش های پلاستیكی و یا سنگ و سرامیك در برگرفته باشند.

 

 

البته رعایت این موضوع در مورد مطب های پزشكان به اهمیت اتاق انتظار در مراكز درمانی بزرگ مانند بیمارستان ها و درمانگاه ها نیست. در میان رنگ ها نیز رنگ روغنی آن هم از نوع براق تر مناسب ترین انتخاب رنگی جهت پوشش دیوارهای این قبیل مكان ها است. زیرا هر چه میزان رنگ روغنی براق نسبت به مات بیشتر باشد، سطح صیقلی تر بوده و در نتیجه شست وشوی آن راحت تر امكان پذیر خواهد بود.

 

 

●توصیه: با نصب زه های چوبی و یا پلاستیكی بر روی دیوارهایی كه پوشش رنگی برای آنها انتخاب شده است، آن هم در ارتفاع متناسب با ارتفاع پشتی صندلی و محل برخورد احتمالی با دیوار، از آسیب دیدگی های حاصل از این گونه برخوردها می توان جلوگیری كرد.

 

 

از دیوارها كه بگذریم كف ها نیز از جمله مهم ترین سطوحی هستند كه به راحتی در معرض آلودگی قرار می گیرند لذا می بایست به پوشش قابل شست وشوی آنها نیز توجه كرد. در همین راستا سنگ و سرامیك بهترین انتخاب به حساب می آیند.

 

 

البته در مورد مطب های خصوصی، پوشش كف با كفپوش های Hdf لمینیت شده نیز بلامانع است زیرا امكان استفاده از مواد شوینده و ضدعفونی كننده به وسیله انواع و اقسام تی ها برای تمیز كردن آنها وجود دارد به شرط آنكه آب به طور مستقیم استفاده نشده و نسبت به خشك كردن سطح آن نیز به سرعت اقدام شود.

 

 

●لوازم دكوراسیونی و كاربردی: در اتاق انتظار یك مطب و یا مركز درمانی به طور قطع تعدادی صندلی و چند میز برای همراهان و خود بیماران لازم است كه راحت تر بودن این صندلی ها برای نشستن حتی طولانی مدت، به صبوری در انتظار كمك می كند. بنابراین برای چنین محیط هایی صندلی ها و یا مبلمان هایی مناسب هستند كه ارتفاع سطح نشیمنگاه تا زمین زیاد نباشد. هر چه این میزان در محدوده استاندارد خود كمتر باشد، فرد به هنگام نشستن احساس راحتی بیشتری می كند.

 

 

▪نكته ۱: با توجه به نوع بیماری و وضعیت جسمی اغلب بیماران مراجعه كننده و تخصص پزشك، در صورت نیاز می بایست تختی نیز برای بیماران بدحال در گوشه ای از سالن و یا در اتاق دیگری در نظر گرفته شود.

 

 

▪نكته ۲: به جای پارچه برای روكش صندلی ها و یا مبلمان، چرم های مصنوعی را برای این منظور انتخاب كنید تا شست وشو و ضدعفونی آن امكان پذیر بوده و آلودگی ها به راحتی تمیز شوند.

 

 

رنگ پوشش ها: هنگامی كه در مورد رنگ یك فضا بحث می كنیم، تنها به رنگ سطوح ثابت آن مكان یعنی دیوارها، درها و كف محدود نمی شود بلكه پالت رنگی یك محیط تمام رنگ های به كار رفته در لوازم و سطوح را در بر می گیرد لذا برای انتخاب لوازم دكوراسیونی و كاربردی، علاوه بر موارد لازم جهت در نظر گرفتن نوع كاربرد آنها، به زیبایی ظاهری و رنگ شان نیز توجه كنید زیرا همان طور كه می دانید رنگ تاثیر مستقیمی بر روی روحیه افراد می گذارد. بنابراین در چنین مكان هایی از رنگ های شاد، ملایم و آرام بخش استفاده كرده و از به كار بردن رنگ های افسرده كننده و حتی تند صرف نظر كنید به عنوان مثال بهترین انتخاب برای پالت رنگی محیط های درمانی رنگ های سبز، سبزآبی، آبی كمرنگ، آبی سبز، صورتی كمرنگ، گلبهی، كرم، لیمویی و یا تلفیقی از آنها با هم است ولی برعكس كاربرد رنگ های بنفش، خاكستری، قهوه ای، مشكی و مانند اینها هرگز توصیه نمی شود.

 

 

●عناصر تزئینی: با كاربرد عناصر صرفا تزئینی و دكوراسیونی مانند تابلوها، گل و گیاه طبیعی و یا حتی مصنوعی و شمعدان فضایی ایجاد شده و به همین طریق كمی از اضطراب و ناراحتی بیمار می توان كاسته و آرامشی هر چند موقتی را در او پدید آورد.

 

 

لوازم سرگرم كننده: مراجعین یك مطب پزشك و یا یك مركز درمانی می بایست مدت زمانی كه معمولا چندان هم كوتاه نیست را برای مراجعه به انتظار سپری كنند. گذشت این مدت زمان هنگامی قابل تحمل تر می شود كه افراد به كاری سرگرم باشند. به عنوان مثال تماشای برنامه های تلویزیونی كه بر روی دیوار نصب شده و یا در گوشه ای قرار گرفته یا گوش دادن به موسیقی متن ملایم و آرامبخش و یا رادیو و همچنین حل جدول و مطالعه مجله و یا روزنامه می تواند از جمله این سرگرمی ها باشد.

 

 

●نورپردازی: از آنجا كه نور غذای روح است، در یك محیط درمانی كه اغلب بیماران با ناراحتی های جسمی یا روحی ناشی از مشكل جسمی شان مراجعه می كنند، وجود نوری مناسب و كافی ضروری است.

 

 

●تسهیلات گرمایشی و سرمایشی: وجود تسهیلات مناسب فصل برای گرم كردن و یا خنك كردن فضا برای افزایش آستانه تحمل بیماران و همراهان در یك انتظار چندساعته بسیار موثر است.

 

 

●سرویس های بهداشتی: در فضای ساختمان یك مطب وجود یك سرویس بهداشتی ضروری است. در این سرویس نیز می بایست تسهیلات لازم در قالب توالت فرنگی و دستگیره های مورد نیاز برای بیمارانی كه دچار معلولیت جسمی بوده و یا به جهت دردهای مفاصل پا امكان استفاده از توالت های معمولی برایشان وجود ندارد، در نظر گرفته شود.

 

روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

قلعه ی سه کوهه

سه کوهه یکی از روستاهای تاریخی با بافت محلی شهر محمد آباد می باشد که قلعه سکوهه یکی از آثار ومفاخر منطقه سیستان است . این قلعه در تاریخ پر حادثه خود با زمان تغییر کرده وبعنوان میراث گذشته بر جای مانده است هرگوشه این قلعه نشان از تاریخ عظیم وبس کهن دارد . یکی از نکات قابل تامل در این بنا معماری کهن آن است نشان دهنده بخشی از تاریخ معماری این منطقه را در حدود 300 سال به تصویر می کشد .

بنای مذکور در مرکز روستای سه کوهه بر بالای تپه ای نسبتا مرتفع که گردا گرد آن را دشتی نسبتا هموار قرار گرفته است قرار دارد

این بنا در زمینی مرتفع و مستطیل شکل با مساحت 3700 متر مربع که تنها راه ورودی آن قسنت شرق است که با یک سراشیبی تند به میدان روستا راه پیدا می کند،ورودی دیگر آن در قسمت غربی است که نسبتا تخریب گشته و در میان خانه های روستا محصور گشته است .

وجه تسمیه:

سه کوهه در لهجه محلی سکوا)   Sakava) تلفظ می گردد.این نام بنا بر نظر بعضی افراد گرفته شده از کلمه سکایی یا سکاها است .ولی این نظر در مقابل نظریه ایی که بنا به اظهارات افراد محلی ،گفته می شود مردود است.و بنا به اظهارت ،این منطقه زمانی به خاطر در مسیر قرار داشتن آب رودخانه زیر آب بوده و بعدها بخاطر تغییر مسیر رودخانه هیرمند بتدریج خشک شده و از زیر خاک بیرون آمده ابتدا این سه برآمدگی از آب بیرون آمده و به صورت سه جزیره در بین اب نمایان بوده که مردم به این دلیل به آن سکوهه یا سکوا می گویند و بر روی آن بنایی از خود بیادگار گذارده اند .

تاریخچه اثر :

قلعه سه کوهه یکی از قلعه های معروف سیستان  می باشد که در دوران افشاریه تا اواخر دوران ناصرالدین شاه قاجار آباد و معمور بوده و به عنوان آخرین کرسی نشین سیستان به ثبت رسیده است.بنیانگذار آن خاندان سرابندی بوده است که در فرایند مهجرت در دوره نادر شاه وارد سیستان می شوند .اوج حیات سیاسی و نظامی این قلعه مربوط به زمان ناصرالدین شاه قاجار است بگونه ایی که در جریان تکاپوهای استعماری دولت انگلستان و جدا سازی بخشهایی از ایران نقش بازدارنده مهمی را ایفا نموده و در لشکرکشی به هرات نقش فعالی را عهده دار بوده است .

((سردار علیخان سربندی))اولین کسی بود که به حکومت مرکزی دولت ایران گردن نهاد و پرچم ایران را در سال 1231ه.ش برفراز قلعه سه کوهه بر افراشت .حاکم قلعه در زمان افشاریه میر قنبر خان بوده و پس از وی میرکوچک خان که قلعه جنوبی به نام اوست و فرزندانش لطفعلی خان و بعد برادرش علیخان که حاکمان بعد سیستان هستند که علیخان اولین کسی است که نسبت به ایران اظهار تابعیت کرده و دختر بهرام میزرا یکی از شاهزاده خانم های ایرانی را به همسری گرفت و به خانواده سلطنتی متصل شد که برج فلک سر را برای این نو عروس بپا کرد .

پس از علیخان که توسط برادرزاده اش (تاج محمد الدین سردار پردل خان )در برج فلک سر به قتل رسید .دیگر جانشینان سربندیها بطور محلی حکومت کردند و حکومت از این خاندان گرفته شد و به امرای قائن داده شد ولی سربندیها بطور محلی حکومت کردند .

شواهدی بدست آمده که در این قلعه ضرابخانه سکه بوده که در آن زمان بنام حاکم سکه ضرب می شد .

 

 

 

موقعيت طبيعي:

زابل يكي از پر جمعيت ترين شهرستان‎هاي استان سيستان و بلوچستان در كنار درياچه هامون و ارث تمدن اصيل سيستان با بناهاي تاريخي همچون شهر سوخته، كوه خاوجه، قلعه سه كوهه، قلعه رستم، دهانه غلامان و … مي‎باشد.

اين شهر در شمال استان د منطقه سيستان در طول جغرافيايي 29  61 و عرض 1  31 قرار دارد ارتفاع متوسط از سطح دريا 478 متر و ميزان بارش ساليانه بطور متوسط 51 ميلي‎ليتر است درياچه هامون در فاصله حدود 40 كيلومتري غرب اين شهرستان قرار دارد و رودخانه‎هاي مهم آن هيرمند، شيله، و بادهاي 120 روزه از مشخصه‎هاي بارز طبيعي منطقه بشمار مي‎آيد. بلندترين ارتفاع در دشت سيستان كه از هر جاي دشت قابل رويت است كوه خواجه مي‎باشد.

موقعيت اسقرار قلعه :

بناي مذكور در مركز روستاي سه كوهه بر بالاي تپه‎اي نستا مرتفع كه گرداگرد آن را دشتي نسبتا هموار فرا گرفته است قرار دارد اين بنا در 33 كيلومتري جاده زابل به زاهدان طول جغرافيا 28 ، 26 ، 61 و عرض 44 ، 46 . 30 قرار گرفته است. از شمال غربي به قلعه سام و از شمال شرقي به دشتهايي كه صورت نيم دايره‎اي بزرگ روستا را فرا گرفته و از جنوب به روستاي دل‎آسا و از غرب به اراضي روستاي لوتك مي‎رود مي‎گردد.

اين بنا را مي‎توان پس از كوه خواجه يكي از بلندترين عارضه در دشت سيستان ذكر كرد كه توسط بشر ساخته شده است. اين بنا در زميني مرتفع و مستطيل شكل با مساحت 3700 متر مربع كه تنها راه ورودي آن قسمت شرقي كه با يك سراشيبي تند به ميدان روستا راه پيدا مي‎كند، ورودي ديگر آن در قسمت غربي است كه نسبتا تخريب گشته و در ميان خانه‎هاي روستا محو گشته است. قابل ذكر است ارگ سوس كه در واقع سومين برآمدگي يا سومين كوه اين اثر است با مساحت 2000 متر مربع در قسمت شمال غربي قلعه به فاصله حدود 20 متر قرار دارد كه در حال اضر بصورت مسكوني از آن استفاده مي‎شود كه گمان مي‎رود و از شواهد چنين به نظر مي‎آيد كه روزگاري اين ارگ و قلعه لبه هم پيوسته بوده‎اند.

موقعيت جغرافيايي :

زابل در شمال استان سيستان و بلوچستان در منطقه سيستان در طول جغرافيايي 28 ، 26 ، 61 و عرض 44 ، 46 ، 30 قرار گرفته است.

از شمال غربي به قلعه سام و از شمال شرقي به دشتهايي كه به صورت نيم دايره‎اي بزرگ روستا را فرا گرفته و از جنوب به روستاي دل‎آسا و از غرب به اراضي روستاي لوتك محدود مي‎شود.

وضعيت اقليمي منطقه :

شهرستان زابل داراي اقليم بياباني گرم و خشك مي‎باشد. ميانگين بارش ساليانه در اين شهرستان 6/59 ميلي‎ليتر و متوسط دوامي آن در سال 82 از 49 الي 5/9 درجه سانتيگراد در تغيير است.

روستاي سه كوهه داراي ميزان بارش ساليانه به طور متوسط 51 ميلي ليتر است. اين منطقه داراي بادهاي 120 روزه كه از مشخصه منطقه سيستان است و همچنين بادهاي لوار، گاوكش و غيره است.

همچنين در مسير حركت شن هاي روان منطقه است كه اين حركت باعث تخريب و پر شدن داخل قلعه  آسيب رساندن جدي به آن شده است و به طور كلي اين منطقه داراي آب و هواي خشك حاره اي است.

وضعيت توپوگرافي منطقه :

روستاي سه كوهه در منطقه سيستان با 478 متر ارتفاع از سطح دريا قرار گرفته و بلندترين ارتفاع در منطقه كه از هر كجاي دشت سيستان قابل رويت است كوه خواجه مي باشد از طرفي اين روستا در حدود 5 فرسخي درياچه هامون قرار گرفته و قلعه سه كوهه با 31 متر ارتفاع از سطح منطقه يكي از مرتفع ترين نقاط بعد از كوه خواجه مي باشد.

موقعيت استقرار قلعه :

همانطور كه از نقشه هم پيداست خانه هاي مسكوني بعد از متروكه شدن قلعه در حريم آن احداث شده است و در گذشته بر روي شيب و بلندي اطراف قلعه خانه اي وجود نداشته است. و نيز ارگ سري كه در واقع سومين برآمدگي يا سومين كوه اين اثر است با مساحت حدود 2000 متر مربع در قسمت شمال غربي قلعه به فاصله حدود 200 متر قرار دارد. و در حال حاضر مسكوني است. احتمالاً از شواهد به نظر مي رسد روزگاري اين ارگ به قلعه متصل بوده است. و همچنين طريقه دسترسي به جاده و راه‎هاي ارتباطي در نقشه مشخص شده است. (وضع موجود)

انتقال نيرو در اثر رانش :

تحليل نيروها، فضار حاصله از پوشش سقف بر ناحيه پاكار فوق العاده است. علاوه بر نيروي فشاري مذكور نيروي ديگري از رانش طاق حاصل مي‎شود وجود دارد با قطور ساختن ديوار زير طاق مي‎توان عكس العملي در مقابل رانش پوشش به وجود آورد.

در مجموع نيروهاي وارده از پوشش طاق به قوس‎ها و از آنجا به ديوار و سپس به سطح زمين منقل مي‎شود. در ضمن نيروي كمي نيز به ديوار كه طاق به سمت آن متمايل شده نيز وارد ميشود.

طاقهاي آهنگ موجود در قلعه :

طاقهاي آهنگ در اين قلعه به دو صورت با خيز كم و طاق با خيز بيشتر يا طاق بيز مورد استفاده قرار گرفته است خيزهاي كم در راهروها و خيزهاي بيشتر در اتاقها استفاده شده است.

سقف سيستاني :

پس از ديوار چيني و زدن قوس طاقچه و دربها نوبت به زدن سقف سيستاني ميشود. سقفها بصورت گنبدي و بعضا به سبك يزدي ساخته ميشود. به اين شكل كه كمتر از نيمي از سقف از يك طرف و به همين ميزان از طرف ديگر ساخته مي‎شود وقتي پايه هاي سقف كه روي ديوار اتاق قرار مي گيرند و زودتر به هم برخورد مي‎كنند، به هم رسيدند به ترتيب از هر طرف چند رديف چيده ميشود و كار ادامه مي يابد تا سقف به پايان برسد.

ابعاد و اندازه سقف سيستاني (گنبدي) :

بلندي گنبد40/1 تا 50/1 متر مي باشد. خشت 22×22 سانتي متر مربع چهارگوش، با گل بدون كاه ساخته ميشده كه ضخامت ديوار 22 سانتي متر دور مي‎خورده است و هر خشت 6 كيلوگرم وزن دارد.

بررسي پوشش ها :

طاق آهنگ: اين طاق به شكل نيم استوانه تو خالي مي‎باشد و از حركت يك قوس در امنتداد يك خط بوجود مي‎آيد. مقطع اين قوس مي‎تواند به شكل يكي از مقاطع قوسهاي ايراني باشد استفاده از اين نوع طاق معمولا مناسب با فضاي زيرين ان و معمولا فضاي‎هاي مستطيل شكل مثل راهروها، ايوان‎ها و … مي‎باشد. يا به عبارت ديگر فضاهايي كه داراي يك محور فضايي هستند از نظر اجرايي طاقهاي گهواره‎اي يا آهنگ به دو روش پر و روس و با كمك يك لنگه يا دو لنگه گچي قابل اجرا است.

اجراي پوشش طاق گهواره‎اي :

زمينه پاكار با خشت فارسي شروع مي‎شود كه در حالت مايل و شيبدار در ملات نصب مي‎گردد. رج بندي شامل دو خشت به شكل مايل و رج سوم سه خشت به طور مايل نصب مي‎گردد.

 

عمل شروع پوشش به صورت مايل در رجهاي پاكار ضلع مقابل نيز تكرار مي‎شود. بناي رجهاي قوث از دو طرف تا وسط تيزه به صورت مثلث قائم الزاويه اي كه اصطلاحا « لچكي » گفته مي‎شود ساخته شده و زمينه كار آماده پوشش طاق مي‎گردد. عمل پوشش طاق به حالت خبري زدن و كاربند كردن بين ملاتخورها مخصوصا ددر سر تيزه‎ها انجام مي‎گردد. ضخامت اين نوع پوشش يك خشت است. پس از رسيدن به آخرين رج انتهايي در ديوار طولي، ساختن ديواره مقابل عرضي جهت پاطاق نيز بنا مي‎شود با پوشش رجهاي مايل انتهايي به شكل فارسي، تيزه طاق بسته مي‎شود.

اجراي اين پوشش همچون ساير پوشش ها بدون قالب بوده و فقط به مهارت سازنده بستگي دارد. پس از پوشش طاق معمولا سطح بالاي پوشش دوغاب گچ ريخته مي‎شود تا پيوند كلي بين رجها به وجود آمده و طاق مقاومت گردد.

تاريخچه اثر :

اگر بخواهيم از قدمت قلعه گفته باشيم بايد به گذشته بسيار دورتر و قبل از نادرشاه برگرديم. خود سه كوهه همانطوري كه گفته شد از قبل وجود داشته است و بعنوان يكي از شهرهاي بزرگ سيستان مطرح بوده است. در زمان نادرشاه افشار چون جمعيت منطقه سيستان كم بوده است جهت افزايش جمعيت منطقه، نادرشاه مايل بوده در مدت کوتاه بر جمعيت سيستان بيفزايد، از روش كوچ اجباري استفاده كرد و فرمان داد صدها خانوار از اقوام سربنديهاي قبايل چادر نشين ايالت شيراز را به آنجا بفرستند رئيس قبيله ميرقنبر تحت عنوان كلانتر در سكوهه مستقر شد.

در اين زمان هر چند كه جمعيت سيستان چندان زياد نيست اما از نژادهاي گوناگوني تشكيل شده است كه عبارتند از ايراني‎هاي بومي منطقه سربنديها كه به فرمان نادرشاه به اين ناحيه نقل مكان كرده اند.

جانشينان ميرقنبر عبارت بودند از پسرش ميركوچك سپس نوه اش محمدرضاخان و بالاخره ميرخان. به علت كم توجهي حكومت فتحعلي شاه به اين منطقه دور افتاده تقريبا بطور مستقل عمل مي‎كرد او به پيروي از همسايگان بلوچ خودش بيش از پيش به زمينهايي

دست گذاشت که به قبايل کياني تعلق داشت و او پس از مرگ پنج فرزند بر جاي گذاشت ، محمودرضا خان ، عليخان ، شاهنوازخان ، سردار محمد و محمدرضا ، محمد رضا هم از لحاظ عرف و هم از لحاظ شرع رييس قبيله به شمار مي آمد.

بنابراين او بدون هيچ مخالفتي ميراث پدري را تصاحب کرد اما چون هفت پسر از خود باقي گذات و براي پسر ارشدش لطفعلي خان ارجحيت خاصي قايل بود با صلب امتياز از برادر خود عليخان و بر خلاف آداب و رسوم رايج منطقه وي را به جانشيني خود منصوب کرد .

عليخان اولين کسي بود که تسليم حکومت ايران شد و پرچم ايران را روي سه کوهه به سال 1852 ميلادی برافراشت ، عليخان رييس

طايفه سربندي نسبت به ايران اظهار تابعيت نموده و با ازدواج با يک شاهزاده خانم ايراني مقتخر گرديد . ( دختر بهرام ميرزا)

وپس از بازگشت به سيستان برج گوشة شمالي سه کوهه را جهت اقامتگاه نوعروس و همسر تازة خويش برپاساخت وآن را برج فلک سر ناميد.

پايان حکومت عليخان سرابندي :

يکي از رويدادهاي مهمي که در منطقة سيستان در آن زمان رخ داده بود اين بود که عليخان سربندي به دست پسر عموي خود تاج محمد دين سردار پردل خان در برج فلک سر به قتل رسيده بود . اين واقعه يکي از رويدادهاي مهم اين ناحيه بوده است که بيلو شرح مفصلي از آن را در گزارشات مـأ موريت در سيستان ذکر کرده است.

بدين طريق بود که عليخان سربندي دوران حکومتش در سيستان به پايان رسيد وسردار پردل خان جاي او را گرفت ، که حکومت او تا حدود يکصد سال پيش ( اواخر قاجاريه ) ادامه داشته است .

گفتنيها حاکي از آن دارد که در آنجا 1200 خانة گلي وجود داشته است و در نقشه هاي جغرافيا سه کوهه را به منزلة يکي از بزرگ سيستان ضبط کرده اند که حدود بيش از هزار نفر جمعيت و 50 سرباز درآنجا مستقر بوده است. بر اساس پرس وجويي که از کهنسالان روستا به عمل آمده ميگويند در اين قلعه سکه ضرب ميشده است و همينطور چاهي در ضلع جنوبي قلعه وجود دارد که به هنگام جنگ جسدها را داخل آن مي انداختند، اين چاه بسيار عميق بوده به طوريکه هنگاميکه اهالي سنگ در آن ميانداخته اند صداي آن شنيده نمي شده است امروزه از اين نقطه چاله اي باقي مانده است که خاک آن را پر مرده است.

به هر حال اين قلعه بخشي از تاريخ سيستان است که مسايل سياسي و اجتماعي زيادي درآن رخ داده است و بخشي از تاريخ چند صد سالة اخير سيستان را يدک مي کشد.

مقدمه

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

نما، حد بيروني ظرف فضايي ساختمان

 

مفهوم سنتي نما و سه متغير اصلي آن

در نما مسائل بسيار مهمي از نظر فضاي معماري تحقق مي‌يابند: رابطة فيزيكي و بصري بيرون و درون و رابطة جنبة ايستا و متحرك ساختمان. يعني فرم و كاربري. حجم اگر چه سه بعدي است، داراي فرمي خارجي است كه توسط سطوح بيان مي‌شود. نما در توصيفي كلي از همين سطوح تشكيل شده است.

فارغ از مباحث نظري، در عمل نماي ساختمان از مقولة نماي ترسيمي در فرايند طراحي ساختمان جدا نيست. حجم ساختمان در عمل بيشتر از طريق پلان و نما، كه مقوله‌اي سطحي هستند. نمايش داده مي‌شود. تأثير فرايند بر محصول، كه در هر زمينه‌اي از توليدات بشر اتفاق مي‌افتد، يكي از مواردي است كه باعث عدم كارايي نماي سنتي در معماري امروز شده است. معماريهاي نو به صورت كاملاً سه‌بعدي طراحي و راائه مي‌شوند و اين مقوله باعث شده است كه نما به عنوان عنصري سطحي تحت‌الشعاع قرار گيرد. اگر چه در ميان معماران پيشرو امروز عده‌اي همچنان به نقش لفاف بيروني ساختمان، به عنوان يك عنصر مهم معماري. اعتقاد دارند و در اين زمينه تجربيات جالبي را نيز انجام داده‌اند، به نظر مي‌رسد مفهوم سنتي نما در حال دگرگوني است و مفهوم پوسته، كه ابعادي وسيع‌تر دارد، به تدريج جايگزين آن مي‌شود.

از مباحث جديد و پيشرفتة مربوط به نما كه بگذريم در فعاليت روزمرة معماري و ساخت‌وساز شهري نما مقوله‌اي متناقض است. مي‌دانيم ساختمان ذاتاً سه بعدي است و در طراحي كامپيوتري يا ماكت نيز به صورت حجم در تمامي ابعاد آن ديده مي‌شود، اما در تماس واقعي و از نزديك با ساختمان هر بار فقط يك يا دو نما به صورت كامل ديده مي‌شوند. ساختمانهاي متداول امروزي يك نماي مهم و مشخص به سوي خيابان دارند، ولي بقية نماها عموماً كمتر كار شده‌اند. نخستين شناخت و برخورد افراد با بنا از طريق نماي اصلي صورت مي‌گيرد.

در تمامي دوره‌هاي تاريخ ابزار ترسيم و روش طراحي تأثيرات مهمي را بر ساختار فضايي معماري به جا گذاشته‌اند و ابزار و ايده همواره از يكديگر تفكيك‌ناپذير بوده‌اند. در معماري رايج جهان، طراحي براساس پلان و نما ـ در حالي كه اولي ماهيتاً كاربردي ـ فني و دومي صرفاً زيباشناسي است ـ فضاهايي از توليد كرده است كه تركيب‌بندي ازنوع دياگرامي ـ كاربردي دارند. نما عنصري جداگانه است كه در فرايند طراحي در جدال با پلان قرار مي‌گيرد.

طراحي نما در بسياري از معماريهاي تاريخي به گونه‌اي جدي مطرح بوده است و از اين جهت نگاه كردن به معماري از اين زوايه مشكل‌ساز نبوده است. در دورة نئوكلاسيك و حتي بعضاً باروك، معمار مي‌توانست قبل از انديشيدن به فضاي معماري، نماي آن را ترسيم و به كارفرما ارائه كند. براي كارفرمايي كه اثري را به معمار سفارش مي‌داد، نكتة مهم نماي ساختمان بود. آرايش نما، به دليل دو بعدي بودن، تقارن ريتم و بهره‌گيري از الگوهاي آشنا، به صورت هميشگي در ذهن بيننده حك مي‌شد.

بررسي تناسبات و روابط هندسي در معماري تاريخي ايراني نشان‌دهندة اين واقعيت است كه معماران ايراني نماي ابنية مهم را مورد توجه قرار داده و به دقت طراحي كرده‌اند.

در هر حال نما، به مفهوم سنتي آن. خصوصياتي دارد كه امروزه به شدت مورد حمله قرار گرفته است. اين خصوصيات به شرح زير هستند:

ـ تشكيل شدن از اجزاء معني‌دار

ـ جزئي از نماي شهري بودن

ـ مورد تأكيد قرار دادن يك جهت مشخص 

سير تحول تاريخي مفهوم سنتي نما

در طول تاريخ سه متغير مهم وجود دارند كه سير تحولي نما به آنها وابسته است. اولي تركيب‌بندي و اجزاء شبكة نما، كه عنصري مستقل است، دوم رابطة نماي ساختمان با نما و بافت شهري اطراف و آخرين متغير نحوة قرارگيري نما در رابه با سازماندهي فضايي كل ساختمان. در دورة جديد هر سه عامل فوق به طور اساسي بازنگري شده‌اند. در زير سير اين تحول به اجمال توضيح داده مي‌شود. 

در دنياي باستان: مصر ـ يونان ـ ايران

در معابد مصري مراسم خاص مذهبي ايجاب مي‌كرده است مسير ويژه و برجسته‌اي به وجود آيد كه از ورودي تا عمق پنهان‌ترين بخش بنا امتداد يابد. نما به عنوان آغاز اين مراسم مهم مذهبي، به صورت پردة عظيم آرايش يافته‌اي، عمود بر محور ساماندهي فضا، در مقابل فضاي شهري قرار مي‌گرفت.

در ايران عهد هخامنشي و ساساني به نماسازي بسيار توجه مي‌شد. چنان كه گوليني در رابطه با مفهوم فضا در معماري هخامنشي اشاره كرده است. معماران ايراني نه فقط به طراحي نما توجه داشته‌اند بلكه مسير ويژه‌اي را طراحي كرده‌اند كه بيننده از طريق حركت در آن، طبق نظمي از پيش تعيين شده، نما را درك كند. 

در قرون وسطي

در قرون وسطي و خصوصاً با پيدايش شهرهاي بزرگ در قرون دوازدهم تا چهاردهم، كه با رشد زندگي شهري همراه بود. فضاي شهري، از جمله خيابان و ميدان، اهميت بسيار يافت. فضاي عمومي شهر نقش حياط، به عنوان فضاي باز مكمل ساختمان. را به خود اختصاص داد. جهت ساختمانها از نظر سازماندهي فضايي به بيرون متوجه شد و نماي اصلي نيز در بيرون قرار گرفت.

خيابانها در قرون وسطي رديف به هم فشردة نماي ساختمانهاي مسكوني چند طبقه بودند. طبقة همكف عموماً به كارگاه، انبار يا اسطبل اختصاص يافته و بخش مسكوني در بالا قرار مي‌گرفت. 

در ايران دورة‌ اسلامي

بخش عمده‌اي از ساختمانها و مجموعه‌هاي اين دوره به لحاظ نماي دروني قابل بررسي هستند. در اكثر ابنيه حياط مركزي كانون ساماندهي فضاست و جهت ساختمان به سوي اين كانونها تعريف شده است. نماي ساختمان به عنوان جزئي از نماي شهري در ايران پس از قاجار به ندرت معني داشته است.

نما مانند پوسته‌اي تزئيني، كه عناصر ساختماني و سازه را در برمي‌گيرد. مفهومي است كه در مساجد ايراني تا دورة صفوي به طور روزافزون تقويت شده است. 

از رنسانس تانئوكلاسيسم

در فرهنگ غربي نما موضوع مستقل طراحي  تئوري معماري از دوره رنسانس به بعد است. لئون باتيست آلبرتي معتقد است آنچه وراي فرم و ظاهر ساختمان وجود دارد اهميت ندارد. معمار بايد به جلوة خارجي بنا توجه كند. او احياكنندة سنت رومن است. اين معماري در دورة خود از جلوة ظاهري و تزئيني بخشيدن به معماري سازه‌اي يوناني، كه تا مغزش سنگ يك پارچه است، به وجود آمده است و وراي ظاهر تير و ستوني، سرستونها، كتيبه‌ها و پيشانيهاي سنگي ملهم از الگوهاي يوناني، ساختاري طاقي و آجري را مخفي مي‌كند. 

مدرنيسم

اصطلاح مدرنيسم در اينجا براي اين به كار رفته است كه تفاوت ماهوي را با جنبش مدرن نشان دهد.

در هر حال اساتيد معماري مدرن، لوكوربوزيه، رايت و گروپيوس بحث حجم و سيماي چهاربعدي ساختمان، يعني آنچه را در طول تجربة عيني از فضا در ذهن مي‌ماند، جايگزين جنبة دو بعدي و تصويري ـ نمادين آن كردند. ميس و ندررهه در ابنية متعلق به دانشگاه ايلينويز و در آسمان خراشهاي سي‌گرام و ليك شور به طور غيرمستقيم به نما و ارزش زيبايي‌شناسي آن ارج نهاده است.

معماري ايدئولوژيك بين دو جنگ جهاني در ايتاليا، آلمان و شوروي نماسازي را با هدف نمايشي و صحنه‌آرايي فضاهاي مهم شهري ـ محل تجمع، رژه و انجام مراسم تأييدكننده حكومت ـ رواج داد.

آسمان خراشهاي نيويوريك، شيكاگو و ديگر شهرهاي بزرگ آمريكا در دهه‌هاي پنجاه تا هفتاد ميلادي به تبعيت از سنت مكتب شيكاگو و به خاطر الزامات فني جدا كردن مقولة پوشش بيروني از اسكلت دروني و نظام طبقات، به عنصر نما به عنوان موضوع مستقل طراحي پرداختند.

نماي پرده‌اي، كه در معماري قرون وسطايي انگليس به ديوار بيروني استحكامات نظامي و قلعه‌اي اطلاق مي‌شد. 

پست مدرنيسم

بحث معماري پست مدرنيسم در اواخر دهة هشتاد در مورد امروزي بودن ديروز، جدا از مباحث روشنفكرانه و فلسفي كه شايد تنها در اواخر دهة هشتاد و در دهة نود تبلور وقاعي يافت، به صورت نوعي مد تاريخ‌گرايانه و تزئين‌گرايي سبكي درآمد كه هدفش سركوب كردن معماري جعبه‌اي، بدون رنگ و سادة‌ دورة قبلي بود. كه به دليل توسعة شهرها به صورت غيرقابل تحملي يكنواخت شده بود. معماري اغلب مبتذل پست مدرنيست دهة هشتاد تداعي كنندة مدلباس در دهة هفتاد و موسيقي تجاري در دهة نود است. 

گرايش جديد

پس از رواج نماي پرده‌اي بحث جايگزين كردن مفهوم نما با مفهوم جديد پوسته مطرح شد. تكنولوژيهاي جديد و ديوارهاي تهويه شدة دو جداره (كه بين آنها هوا جاري است) نيز اين مقوله را تقويت كردند. معماران هاي‌تك، كه در ميان آنها را جرز و پيانو پيروان و شاگردان پرووه بودند، ابداع زيبايي‌شناسي و فناوري در زمينة پوسته را به همراه ابداع سيستمهاي سازه‌اي جديد براي خلق فضاهاي تجربه نشده در دستور كار خود قرار دادند.

از آنچه گفته شد در مي‌يابيم كه مسير تاريخي معماي به جايي رسيده كه نما به مفهوم سنتي كارايي خود را از دست داده است. اين مقوله، نظير هر سنت ديگر، براي بقا به تحول و دگرگوني نياز دارد، دگرگوني كه به بازنگري تعدادي از مباني پايه‌اي نما مربوط است. از طرف ديگر خلاقيت و پيشبرد بحث معماري زمينه‌اي وسيع را در پيشرو دارد كه ظاهراً تا مدتها جاي كار و تحقيق دارد.


                                                              منبع متن

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

رشته مرمت و احیاء بناهای تاریخی (زیر مجموعه معماری)

مقدمه


از آنجا یی که مطالعه، حفاظت، مرمت و احیای بناها، مجموعه ها، محوطه ها و بافتهای تاریخی عرصه های مسکونی کشور ضرورت دارد، معماران و مهندسینی که در این امر فنی، فرهنگی و هنری مهارت دارند باید مانند یک معمار و هنرمند اشراف و تسلط لازم را بر ابعاد تخصصی و مفاهیم امروزی حرفه خود داشته باشند.
img/daneshnameh_up/b/b3/pppppppppppppp.GIF

ضمن اینکه نظری هوشیارانه و عالمانه به گذشته داشته باشند فارغ التحصیلان این رشته در واقع مهندسین معماری خواهند بود که میاموزند چگونه امروز را با بهره گیری از تجربیات گذشته برای آینده بسازند. افرادی خواهند بود که پلی بین معماری گذشته و آینده می توانند ایجاد کنند. این افراد تاریخ را باید خوب بشناسند و قادر باشند آثار تاریخی را تجربه و تحلیل کرده و بخوانند و مفاهیم و ارزشهای آن را استخراج و هوشیارانه بکار گیرند. و با بیانی امروزی به جامعه معرفی نمایند. از این رو سه مرحله آموزشی را باید طی کنند:
1- شناخت مبانی و بیان معماری امروز و کارآموزی آن
2- شناخت مبانی و بیان معماری گذشته و کارآموزی آن
3- شناخت چگونگی حفاظت و عرضه ارزشهای معماری گذشته در متن زندگی امروز و کارآموزی آن
در دوره کارشناسی تاکید مرحله سوم می باشد که جنبه های اجرایی در آن بیشتر لحاظ می شود. در دوره های کارشناسی ارشد و دکترای این رشته مکث کافی در مراحل اول و دوم که جنبه های تجربه و تحلیل و تحقیقاتی بیشتری دارد خواهد شد. که در جای خود در آینده مطرح خواهد گردید. دوره کارشناسی مرمت و احیای بناهای تاریخی یکی از دوره های آموزش عالی است که هدف آن تربیت کارشناسان و متخصصین متعهد و آشنا به شیوه های پیشرفته مطالعه، مرمت و احیای مجموعه ها و بافت های تاریخی ارزشمند کشور است. فارغ التحصیلان این رشته با کارآیی و دانش نظری و علمی می توانند نیازهای کشور را در امر نگهداری و مرمت و احیای علمی میراث گرانبها و تاریخی برطرف نمایند.
حداقل طول دوره کارشناسی مرمت و احیای بناهای تاریخی 2 سال شامل 8 نیمسال 17 هفته ای می باشد.
دروس عمومی 23 واحد (جدول شماره 1)
دروس پایه 23 واحد (جدول شماره 2)
دروس اصلی 42 واحد (جدول شماره 3)
دروس تخصصی 55 واحد (جدول شماره 4 با احتساب 6 واحد پروژه نهایی)
علاوه بر نکاتی که در مقدمه به آنها اشاره شده در ضرورت و اهمیت دوره کارشناسی مرمت و احیای بناهای تاریخی باید به این نکته مهم اشاره کرد که وجود هزاران بنا و مجموعه و بافت تاریخی مهم و ارزشمند در کشور و توجه روز افزون جامعه به اهمیت این شواهد ارزنده در عرصه زندگی امروز و نقش موثری که دولت برای این میراث عظیم در برنامه های رشد و توسعه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی کشور قائل است. حضور کارشناسان و متخصصین آشنا به شیوه های پیشرفته مطالعه و مرمت احیای این آثار را امری ضروری ساخته است و تربیت نیروهای متعهد و متخصص جز از طریق آموزش سطوح عالی و مستمر و فرهنگ ساز میسر نیست.




سطوح رشته


ردیف نام دانشگاه کاردانی کارشناسی ارشد دکترا
1 زاهدان *





درسهای رشته


ردیف نام درس ردیف نام درس
1 آسیب شناسی 2 آسیب‌شناسی
3 آشنایی با باستان‌شناسی 4 آشنایی با بافتها و محوطه‌های دوره اسلامی
5 آشنایی با مرمت تزئینات وابسته به معماری 6 آشنایی با معماری جهان
7 آشنایی با هنر و تمدن اسلامی 8 آشنایی با هنر و تمدن فرهنگهای همجوار
9 آشنایی با کامپیوتر 10 اخلاق و تربیت اسلامی 1 و 2
11 انسان طبیعت معماری 1 12 انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن از قرن سیزدهم
13 ایستایی 1 14 ایستایی 2
15 پروژه نهایی 16 تاریخ اسلام
17 تربیت بدنی 2 18 ترکیب 1
19 ترکیب 2 20 تنظیم شرایط محیطی 1
21 تنظیم شرایط محیطی 2 22 ریاضیات 1
23 زبان خارجی 1 (نظری و عملی) 24 زبان خارجی 2 (نظری و عملی)
25 زیست‌شناسی 26 شناخت سازه‌های سنتی بناهای تاریخی
27 شناخت مواد و مصالح 28 طراحی معماری 1
29 طراحی معماری 2 30 طرح مرمت و احیای بافتهای تاریخی
31 طرح مرمت و احیای بنا 32 طرح مرمت و احیای محوطه‌های باستانشناسی
33 عناصر و جزئیات ساختمان 1 34 عناصر و جزئیات ساختمان 2
35 فارسی 1 36 فارسی 2
37 فتوگرامتری 38 قوانین و تشکیلات مرمت
39 مبانی نظری مرمت و احیای ابنید و بافتهای 40 متون اسلامی
41 مدیریت امور ساختمان 42 مطالعه و شناخت بناهای تاریخی ایران
43 مطالعه و شناخت بناهای تاریخی ایران اسلامی 2 44 معارف اسلامی 2
45 نقشه‌برداری 46 هندسیه (پرسپکتیو)
47 کارآموزی حفاظت و مرمت 1 48 کارآموزی حفاظت و مرمت 2
49 کارگاه عکاسی پایه 50 کامپیوتر و معماری




صنعت و بازارکار


فارغ التحصیلان این رشته قادر خواهند بود با اطلاعات و دانش عمومی، نظری و تحقیقات از یک طرف و کار عملی از طرف دیگر هزاران بنای تاریخی را که در اختیار واحدهای دولتی از قبیل سازمان میراث فرهنگی کشور و سایر وزارتخانه‌ها و ارگانهای دولتی و بخش خصوصی قرار دارد، مورد مرمت و بازسازی قرار دهند و ضمن نگهداری و مرمت بناهای تاریخی، نسل جوان را برای عبرت آموزی از آثار گذشتگان یاری نمایند.
این فارغ التحصیلان خواهند توانست در برنامه‌ریزی برای مرمت بناهای تاریخی کشور و تعیین اولویت‌های ضروری با هماهنگی مسئولین و دستگاههای ذیربط مشارکت نمایند و حسب ضرورت در مورد کارهای اجرایی مرمت نیز سهیم باشند.

 

منبع(دانشنامه رشد)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

درد دله یه معمار

به نام خدا

می خوام ساده بنویسم این دفعه از خودم. خیلی دلم می خواست این ترم اصلا وجود نداشت چون بهم خیلی سخت گذشت یه اتفاقایی افتاد که اصلا انتظارش رو نداشتم

۱درسایی رو خراب کردم که اون گاگولای کلاس بالای ۱۵ گرفتن.

۲عزیز ترین پسر عمه ام و عزیز ترین زن نوه عمه ی دیگم و از دست دادم.

۳ کلی قرض بالا اوردم

۴ کارامو از دست دادم

۵ خیلی خسته شدم

۶یه اتفاقیم امروز افتاد که قابله بیان نیست.

بعد با این وجود انتظار داشتن دوستان که زود به زود به روز بشم برام سخته که با ذهنی آشفته بخوام بنویسم یا به قوله دوستان کپی کنم.الانم امدم درد دل کنم شاید بتونم با روحیه ای که شما بم بدین بتونم پایان نامه های بچه های معماری زاهدان و استادامون رو در اختیارتون بذارم اما به شرطی که کپی نکنین.اگه دوستانه خوبی باشین از تمام دانشگاه های ایران ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

نکته هاي اجرایی در ساختمان

 

1.         براي اندازه گيري عمليات خاكي در متره و برآورد از واحد متر مكعب استفاده مي شود.

2.         آجر خطائي ، آجري است كه در اندازهاي 5×25×25 سانتيمتر در ساختمانهاي قديمي براي فرش كف  حياط و غيره بكار مي رفت.

3.         چنانچه لازم باشد در امتداد ديواري با ارتفاع زياد كه در حال ساختن آن هستيم بعدا ديوار ديگري ساخته       شود بايد لاريز انجام دهيم.                                                                

4.         هرگاه ابتدا و انتهاي يك ديوار در طول ديوار ديگري بهم متصل شود ، به آن ديوار در تلاقي گفته مي شود.

5.        در ساختمانهاي مسكوني (بدون زيرزمين)روي پي را معمولا بين 30 تا 50 سانتي متر از سطح زمين بالاتر          مي سازند كه نام اين ديوار كرسي چيني است.

6.        قوس دسته سبدي داراي زيبايي خاصي بوده و در كارهاي معماري سنتي استفاده مي شود.

7.        حداقل ارتفاع سرگير در پله 2 متر مي باشد.

8.        ويژگيهاي سقف چوبي : الف) قبلا عمل كلاف كشي روي ديوار انجام مي گيرد ب) عمل تراز كردن سقف           در كلاف گذاري انجام مي شود ج) فاصله دو تير از 50 سانتيمتر تجاوز نمي كند د) تيرها حتي الامكان هم         قطرهستند.

9.         گچ بلانشه كندگير بوده ولي داراي مقاومت زياد مانند سيمان سفيد است.

10.       به سيمان سفيد رنگ معدني اكسيد كرم اضافه مي كنند تا سيمان سبز به دست آيد.

11.       سنگ جگري رنگ كه سخت ، مقاوم و داراي رگه هاي سفيد و در سنندج و خرم آباد فراوان است.

12.       دستگاه كمپكتور ، دستگاهي است كه فقط سطوح را ويبره مي كند ، زير كار را آماده و سطح را زير سازي          مي كند.

13.       عمل نصب صفحات فلزي (بيس پليتها) در زمان 48 ساعت بعد از بتن ريزي صورت مي گيرد.

14.       زماني كه خاك (زمين) بسيار نرم بوده و مقاومت آن كمتر از يك كيلوگرم بر سانتيمتر مربع باشد  از فونداسيون پي صفحه اي استفاده مي گردد.

15.       قطر دايره بتون خميري ، بر روي صفحه مخصوص آزمايش آب بتون ، حدود 30 تا 35 سانتيمتر مي باشد.

16.       حدود درجه حرارت ذوب شدن خاك آجر نسوز 1600 درجه مي باشد.

17.       نام آجري كه از ضخامت نصف شده باشد ، آجر نيم لايي ناميده مي شود.

18.       نام ديوارهاي جداكننده و تقسيم پارتيشن نام دارد.

19.       عمل برداشتن خاك كف اطاق و ريختن و كوبيدن سنگ شكسته بجاي آن را بلوكاژ مي گويند.

20.       زمين غير قابل تراكم هوموسي ناميده مي شود.

21.       عمق پي هاي خارجي يك ساختمان در مناطق باران خيز حداقل 50 سانتيمتر است.

22.       نام فضاي موجود بين دو رديف پله چشم ناميده مي شود.

23.       در سقف هاي چوبي حداكثر فاصله دو تير 50 سانتيمتر است.

24.        سيمان نوع اول براي ديوارها و فونداسيونهاي معمولي استفاده ميگردد.

25.       اكسيد آهن را براي تهيه سيمان قرمز رنگ ، با كلينگر سيمان سفيد آسياب مي كنند.

26.       نام ديگر لوله هاي سياه بدون درز مانسمان نام دارد.

27.       سريعترين و عملي ترين وسيله اجراي اتصالات ساختمان ،پلها و نظاير جوش مي باشد.

28.       حاقل درجه حرارت براي بتن ريزي 10 درجه مي باشد.

29.       ضخامت اندود سقف با ملات گچ و خاك بايد بين 1 تا 2 سانتيمتر باشد.

30.       اندود زير قيروگوني ، ماسه سيمان است.

31.       چنانچه گودبرداري از سطح زمين همسايه پائين تر باشد ، حداكثر فاصله شمعها 5/2 متر مي باشد.

32.       در پي كني هاي كم عمق در زمين هاي ماسه اي حدود زاويه شيب 30 تا 37 درصد مي باشد.

33.       براي ايجاد مقاومت مناسب در طاق ضريس حداقل خيز قوس بايد 3 سانتيمتر باشد.

34.       لوله هاي مانسمان سياه و بدون درز ، گاز رساني

35.       در بتون ريزي ديوارها و سقفها ، صفحات قالبي فلزي مناسب ترند.

36.       از اسكديپر براي خاكبرداري ، حمل ، تخليه و پخش مواد خاكي استفاده مي گردد.

37.       اتصال ستون به فونداسيون به وسيله ستكا انجام مي گيرد.

38.       براي لوله كشي فاضلاب يهتر است از لوله چدني استفاده گردد.

39.       پر كردن دو يا سه لانه از تيرآهن لانه زنبوري در محل تكيه گاهها جهت ازدياد مقاومت برشي است.

40.       بهترين و با استفاده ترين اتصالات در اسكلت فلزي از نظر استحكام و يك پارچگي اتصالات با جوش             است.

41.       ارتفاع كف داربست جهت اجراي طاق ضربي تا زير تيرآهن سقف برابر است با قدبنا+پنج سانتيمتر.

42.       در ساختمانهاي مسكوني كوچك (يك يا دو طبقه) قطر داخلي لوله هاي گالوانيزه براي آب رساني بايد                     -          2/1 اينچ باشد.

43.       وجود سولفات سديم،پتاسيم و منيزيم محلول در آب پس از تركيب با آلومينات كلسيم و سنگ آهك موجود          در سيمان سبب كم شدن مقاومت بتون مي گردد.

44.       زمان نصب صفحات بيس پليت معمولا بايد 48 ساعت پس از بتون ريزي فونداسيون انجام شود.

45.       براي ساخت بادبند بهتر است از نبشي ، تسمه ، ناوداني و ميلگرد استفاده گردد.

46.        هدف از شناژبندي كلاف نمودن پي هاي بنا به يكديگر و مقاومت در برابر زلزله مي باشد.

47.       سقفهاي كاذب معمولا حدود 30 تا 50 سانتيمتر پايين تر از سقف اصلي قرار مي گيرد.

48.       قلاب انتهايي در ميلگردهاي يك پوتربتوني براي عامل پيوند بيشتر آرماتور در بتون مي باشد.

49.       حد فاصل بين كف پنجره تا كف اطاق را دست انداز پنجره ميگويند.

50.       در ساخت كفراژ ستونها ، قالب اصلي ستون بوسيله چوب چهارتراش مهار مي گردد.

51.       طول پله عبارت است از جمع كف پله هاي حساب شده با احتساب يك كف پله بيشتر.

52.       آجر جوش بيشتر در فونداسيون مورد استفاده قرار مي گيرد.

53.       اثر زنگ زدگي در آهن با افزايش قليايت در فلز نسبت مستقيم دارد.

54.       از امتيازات آجر لعابي صاف بودن سطوح آن ، زيبايي نما ، جلوگيري از نفوز آب مي باشد.

55.       در كوره هاي آجرپزي بين خشتها صفحه كاغذي قرار مي دهند.

56.       بهترين نمونه قطعات كششي ضلع تحتاني خرپاها مي باشد.

57.       تيرهاي بتن آرمه، خاموتها(كمربندها) نيروي برشي را خنثي مي كنند.

58.       چسبندگي بتون و فولاد بستگي به اينكه آرماتورهاي داخل بتون زنگ زده نباشد.

59.       شيره يا كف بتون زماني رو مي زند كه توسط ويبره كردن هواي آزاد داخل بتون از آن خارج شده باشد.

60.       آلوئك در اثر وجود دانه هاي سنگ آهن در خشت خام در آجرها پديدار مي گردد.

61.       خشك كردن چوب به معني گرفتن شيره آن است.

62.       لغاز به معني پيش آمدگي قسمتي از ديوار.

63.       مقدار كربن در چدن بيشتر از سرب است.

64.       لوله هاي آب توسط آهك خيلي زود پوسيده مي شود.

65.       آجر سفيد و بهمني در نماي ساختمان بيشترين كاربرد را دارد.

66.       آجر خوب آجري است كه در موقع ضربه زدن صداي زنگ بدهد.

67.       لاريز يعني ادامه بعدي ديوار بصورت پله پله اتمام پذيرد.

68.       كرم بندي هميشه قيل از شروع اندود كاري گچ و خاك انجام مي گيرد.

69.       براي خم كردن ميلگرد تا قطر 12 ميليمتر از آچار استفاده مي گردد.

70.       اسپريس يعني پاشيدن ماسه و سيمان روان و شل روي ديوار بتوني.

71.       براي ديرگيري گچ ساختماني از پودر آهك شكفته استفاده مي گردد.

72.       مشتو يعني ايجاد سوراخهائي در سطح خارجي ديوارها جهت ساختن داربست.

73.       بتون معمولا پس از 28 روز حداكثر مقاومت خود را به دست مي آورد.

74.       پيوند هلندي از اختلاط پيوندهاي كله راسته و بلوكي شكل مي گيرد.

75.       وجود بند برشي در پيوند مقاومت ديوار را ضعيف مي كند.

76.       كاملترين پيوند از نظر مقاومت در مقابل بارهاي فشاري وارده پيوند بلوكي مي باشد.

77.       قپان كردن در اصطلاح يعني شاقولي نمودن نبش ديواره.

78.       خط تراز در ساختمان براي اندازه برداريهاي بعدي و مكرر در ساختمان است.

79.       ضخامت و قطر كرسي چيني در ساختمانها بيشتر از ديوارهاست.

80.       پارتيشن ميتواند از جنس چوب ، پلاستيك و فايبرگلاس باشد.

81.       از ديوارهاي محافظ براي تحمل بارهاي افقي و مايل استفاده مي شود.

82.       ملات باتارد از مصالح ماسه ، سيمان و آهك ساخته مي شود.

83.       مقدار عمق سطوح فونداسيونها از زمين طبيعي در همه مناطق يكسان نيست.

84.       ملات ساروج از مصالح آهك ، خاكستر ، خاك رس ، لوئي و ماسه بادي ساخته مي شود.

85.       ملات در ديوار چيني ساختمان حكم چسب را دارد.

86.       ملات آبي اگر بعد از ساخته شدن از آب دور نگهداشته شود فاسد مي گردد.

87.       در مجاورت عايقكاري (قيروگوني)از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.

88.       براي ساخت ملات باتارد        آب + سيمان    250+آهك     150+ ماسه

89.       پيه دارو تركيبي از مصالح آهك ، خاك رس ، پنبه و پيه آب شده

90.       ابعاد سرندهاي پايه دار 1 تا 5/1 عرض و طول 5/1 تا 2 متر .

91.       معمولا براي كرم بندي ديوارهاي داخلي ساختمان(اطاقها) از ملات گچ و خاك استفاده مي شود.

92.       طرز تهيه گچ دستي يا گچ تيز عبارت است از مقداري آب + گچ بااضافه مقداري سريش.

93.       وجود نمك در ملات كاه گل موجب ميشود كه در آن گياه سبز نشود.

94.       هنگام خودگيري حجم گچ 1 تا 5/1 درصد اضافه مي شود.

95.       گچ كشته يعني گچ الك شده ورزداده + آب.

96.        اندودهاي شيميايي در سال 1948 كشف شد كه تركيب آن پرليت ، پنبه نسوز مواد رنگي و ميكا                             -           مي باشد كه بعد از 8 ساعت خشك ميشوند و بعد از دو تا سه هفته استحكام نهايي را پيدا مي كنند و در            مقابل گرما ، سرما و صدا عايق بسيار خوبي هستند.

97.       سراميك بهترين عايق صوتي است ، زيرا سلولهاي هوايي بسته اي دارد كه ضخامت آن 6 تا 10 ميليمتر       -          است.

98.       آكوسيت نيز عايق خوبي براي صداست.

99.        اندازه سرندهاي چشم بلبلي 5 ميليمتر است.

100.     سرند سوراخ درشت به سرند ميليمتري مشهور است.

101.      اندودهاي هوايي يعني اندودي كه در مقابل هوا خودگيري خود را انجام مي دهند.

102.      تركيب اندود تگرگي يا ماهوئي پودر سفيد سنگ + سيمان رنگي +آب  (در حالت شل) مي باشد.

103.      وقتي با سنگ سمباده و آب روكار سيماني را مي شويند تا سنگهاي الوان خود را نشان دهند به اصطلاح            آب ساب شده مي گويند.

104.      كار شيشه گذاري در آب ساب و شسته انجام مي گيرد.

105.      فرق اندود سقف با ديئار در فضاهاي بسته (مانند اطاق) اين است كه اندود سقف سبك و ديوارها               معمولي مي باشد.

106.       مهمترين عامل استفاده از اندود در سقف هاي چوبي محافظت از آتش سوزي مي باشد.

107.       سقفهايي با تيرآهن معمولي طاق ضربي و بتني مسلح در درجه حرارت 400 تا 500 درجه تغيير شكل              پيدا مي كنند.

108.       ضخامت اندود گچ و خاك حدودا 2 سانتيمتر است.

109.      توفال تخته 30 تا 40 سانتيمتري كه تراشيده و سبك است.

110.       علت ترك اندود در سقفهاي چوبي افت تيرهاست.

111.       سقف كاذب در مقابل گرما ، سرما ، رطوبت و صدا عايق خوبي به حساب مي آيد.

112.       در زير سازي سقف جهت اجراي اندود در كنار دريا از ني بافته شده بيشتر استفاده مس شود.

113.       توري گالوانيزه در نگهداري پشم شيشه در سقفهاي سبك ، سطح ديوارهاي قيراندود و سطح تيرآهنهاي             سقف كاربرد دارد.

114.       مصرف ميلگرد جهت اجراي زير سازي سقفهاي كاذب 9 عدد در هر متر مربع مي باشد.

115.       موارد اصلي استفاده از سقفهاي كاذب بيشتر به منضور كم كردن ارتفاع ، عبور كانالها و لوله ها و زيبايي   -           آن مي باشد كه شبكه آن حتما بايد تراز باشد.

116.       بهتر است در سقفهاي بتوني ميله هاي نگهدارنده سقف كاذب قبل از بتون ريزي كار گذاشته شود.

117.       در سقفهاي كاذب مرتبط با هواي آزاد(مانند بالكن) اندود گچ + موي گوساله و آهك استفاده مي شود.

118.       شالوده در ساختمان يعني پي و فونداسيون.

119.       ابعاد پي معمولا به وزن بنا و نيروي وارده ، نوع خاك و مقاومت زمين بستگي دارد.

120.       در نما سازي سنگ ، معمولا ريشه سنگ حداقل 10 سانتيمتر باشد.

121.       در فشارهاي كم براي ساخت فونداسيونهاي سنگي از ملات شفته آهك استفاده مي شود و براي                  ساخت فونداسيونهايي كه تحت بارهاي عظيم قرار مي گيرند از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.

122.       در ساختمان فونداسيونهاي سنگي پر كردن سنگهاي شكسته را ميان ملات اصطلاحا پر كردن غوطه اي           مي نامند.

123.       پخش بار در فونداسيون سنگي تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.

124.       در ساختمانهاي آجري يك طبقه براي احداث فونداسيون اگر از شفته آهكي استفاده شود اقتصادي تر            است.

125.       در پي هاي شفته اي براي ساختمانهاي يك تا سه طبقه 100 تا 150 كيلو گرم آهك در هر متر مكعب           لازم است.

126.       اصطلاح دو نم در شفته ريزي يعني تبخير آب و جذب در خاك.

127.       معمولا سنگ مصنوعي به بتن اطلاق مي شود.

128.      زاويه پخش بار فنداسيون بتني نسبت به كناره ها در حدود 30 تا 45 درجه مي باشد.

129.      بتن مكر براي پر كردن حجمها و مستوي كردن سطوح كاربرد دارد.

130.     مهمترين عمل ويبراتور دانه بندي مي باشد.

131.     معمولا بارگذاري در قطعات بتني بجز تاوه ها پس از هفت روز مجاز مي باشد.

132.     از پي منفرد بيشتر در زمينهاي مقاوم استفاده مي شود.

133.     بتون مسلح يعني بتن با فولاد.

134.     از نظر شكل قالبندي براي فونداسيونها قالب مربع و مسطيل مقرون به سرفه مس باشد.

135.     پي هاي نواري در عرض ديوارها و زير ستونها بكار مي رود و در صورتيكه فاصله پي ها كم باشد و با ديوار   -         همسايه تلاقي نمايد پي نواري بيشترين كاربرد را دارد.

136.     در آسمان خراشها ، معمولا از پي ژنرال فونداسيون استفاده مي شود و وقتي از اين نوع پي در سطحي          بيش از سطح زير بنا استفاده شود زمين مقاوم و بارهاي وارده بيش از تحمل زمين است.

137.     هرگا فاصله پي ها از هم كم بوده يا همديگر را بپوشند يا يك از پي ها در كنار زمين همسايه قرار گيرد از         پي هاي مشترك استفاده مي شود.

138.     اصطلاح ژوئن درز انبساط است.

139.     ميتوان به جاي دو پي با بار مخالف از پي ذوزنقه اي استفاده كرد.

140.     بهترين و مناسب ترين نوع پي در مناطق زلزله خيز پي راديه ژنرال است.

141.     در اجراي شناژبندي جهت اتصال به فونداسيون معمولا شناژها از بالا و پايين همسطح هستند.

142.     در كفراژبندي پي چهارگوش از نظر سرعت و اجرا اقتصادي تر است.

143.     در عايق بندي از گوني استفاده مي كنيم ،زيرا از جابجايي قير جلوگيري مي كند و حكم آرماتور را دارد كه         در پشت بام از جلو ناودان به بعد پهن مي شود و در 2 لايه گوني انجام مي گيردكه گوني ها در لايه  بعدي نسبت به لايه قبل با زاويه 90 درجه برروي هم قرار مي گيرند.

144.     زير قيروگوني از اندود ملات ماسه سيمان استفاده مي شود كه بعضي از سازندگان در زير قير اندود ملات     -         ماسه آهك استفاده مي كنند كه در اينصورت قيروگوني فاسد مي شود.

145.     از قلوه سنگ (ماكادام) در طبقه هم كف مي توانيم بجاي عايق كاري استفاده كنيم كه ضخامت آن حدود        40-30 سانتيمتر خواهد بود.

146.     اگر در عايقكاري ، قير بيش از حد معمول مصرف شود باعث مي شود قير در تابستان جابجا شود.

147.     عايقكاري قيروگوني مي بايست از سر جانپناه حدودا 20 سانتيمتر پايينتر شروع شود و قيروگونيي كه روي          جانپناه كشيده مي شود براي جلوگيري از نفوذ بارش با زاويه است.

148.     سطح فونداسيون به اين دليل عايق مي شود كه از مكش آب توسط ملات ديوار چيني ها به بالا جلوگيري         ميكند.

149.     در عايقكاري عمودي روي ديوارهاي آجري بهتر است كه از اندود ماسه سيمان استفاده شود.

150.     اصطلاح زهكشي يعني جمع كردن و هدايت آب ،كه فاصله آبروها در زهكشي بايد به حدي باشد كه به            پي ها نفوذ نكند.

151.     اگر توسط سفال زه كشي كنيم بايد حتما درز قطعات را با ملات پركنيم.

152.     حداقل شيب لوله هاي زه كشي به سمت خوضچه 2 تا 4 درصد مي باشد.

153.     حداقل شيب لوله هاي فاضلاب 2 درصد است.

154.     براي جلوگيري از ورود بو به داخل ساختمان ، شترگلو را نصب مي كنند.

155.     عاليترين نوع لوله كشي فاضلاب از نوع چدني مي باشد كه با اين وجود در اكثر ساختمانها از لوله هاي           سيماني استفاده مي شود كه ضعف اين لوله ها شكست در برابر فشارهاي ساختمان مي باشد.

156.      سنگ چيني به سبك حصيري رجدار بيشتر در ديوار و نما سازي استفاده مي شود.

157.      ضخامت سنگهاي كف پله و روي دست انداز پنجره 5/4 سانتيمتر مي باشد.

158.      جهت اتصال سنگهاي نما به ديوار استفاده از ملات ماسه سيمان و قلاب مناسبتر مي باشد كه جنس                 قلابها از آهن گالوانيزه مي باشد.

159.      سنگ مسني معمولا در روي و كنار كرسي چيني نصب مي شود و زواياي اين سنگ در نماسازي حتما            بايستي گونياي كامل باشد.

160.     در نما سازي طول سنگ تا 5 برابر ارتفاع آن مي تواند باشد.

161.      معمولا 30 درصد از سنگهاي نما بايستي با ديوار پيوند داشته باشند كه حداقل گير سنگهاي نما سازي             در داخل ديوار 10 سانتيمتر است.

162.      در بنائي دودكشها باستي از مخلوطي از اجزاء آجر استفاده شود.

163.      در علم ساختمان دانستن موقيعت محلي ، استقامت زمين ، مصالح موجود ، وضعيت آب و هوايي منطقه            براي طراحي ساختمان الزامي مي باشد.

164.      در طراحي ساختمان ابتدا استقامت زمين نسبت به ساير عوامل الويت دارد و لازم به ذكر مقاومت                  خاكهاي دستي همواره با زمين طبيعي جهت احداث بنا هرگز قابل بارگذاري نيست.

165.      زمينهاي ماسهاي فقط بار يك طبقه از ساختمان را مي تواند تحمل كند.

166.      هنگام تبخير آب از زير پي هاي ساختمان وضعيت رانش صورت مي گيرد.

167.      زميني كه از شنهاي ريز و درشت و خاك تشكيل شده دج ناميده مي شود كه مقاومت فشاري زمينهاي             دج 10-5/4 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع مي باشد.

168.      مطالعات بر روي خاك باعث مي گردد وضع فونداسيون ، ابعاد و شكل آن بتوانيم طراحي كنيم.

169.      در صحرا براي آزمايش خاك از چكش و اسيد رقيق استفاده مي گردد.

170.      سيسموگراف همان لرزه نگار است.

171.      خاكي كه برنگ سياه قهوه اي باشد مقاومتش بسيار عالي است كه نفوذ آب در آنها كم و به سختي                  انجام مي گيرد.

172.       سنداژ يا گمانه زني همان ميله زدن در خاك و برداشت خاك از زمين مي باشد.

173.       اوگر همان لوله حفاري است.

174.      خاك چرب به رنگ سبز تيره و داراي سيليكات آلومينيوم آبدار است.

175.      معيار چسبندگي خاك اين است درصد دانه هاي آن كوچكتر از 002/0 ميليمتر باشد.

176.      اصطلاحا خاك مرغوب زد نامگذاري مي شود.

177.      براي جلوگيري از ريزش بدنه و ادامه پي كني و همين طور جلوگيري از نشست احتمالي ساختمان               همسايه و واژگوني آن و جلوگيري از خطرات جاني بايد ديوار همسايه را تنگ بست كه تحت زاويه 45              درجه انجام مي گيرد.

178.      ديوار اطراف محل آسانسور معمولا ازمصالح بتون آرمه مي سازند.

179.      پي سازي كف آسانسور معمولا 40/1 متر پايين تر از كفسازي است.

180.      قديمي ترين وسيله ارتباط دو اختلاف سطح بواسطه شيب را اصطلاحا رامپ مي گويند كه حداكثر شيب          مجاز آن 12 درصد مي باشد كه ات 5/2 درصد آن را ميتوان افزايش داد.

181.      براي ساختن پله گردان بيشتر از مصالح بتون آرمه و آهن استفاده مي شود.

182.      پله معلق همان پله يكسر گيردار است.

183.      پله آزاد در ورودي ساختمان به حياط يا هال و نهار خوري استفاده مي شود.

184.      پله هاي خارجي ساختمان حتي الامكان مي بايست آجدار باشد.

185.      به فضاي موجود بين دو رديف پله چشم پله مي گويند.

186.      فواصل پروفيل هاي جان پناه پله 12-7 سانتيمتر مي باشد.

187.      شاخكهاي فلزي جانپناه بهتر است كه از پهلو به تير آهن پله متصل شود.

188.      سرگير يا حدفاصل بين دو رديف پله كه رويهم واقع مي شوند حداقل 2 متر مي باشد.

189.      طول پله مساوي است با تعداد كف پله منهاي يك كف پله.

190.      پيشاني پله به سنگ ارتفاع پله اطلاق مي شود.

191.      براي جلوگيري از سرخوردن در پله لب پله ها را شيار و اجدار مي سازند و گاهي اوقات لاستيك                  -            مي كوبند

192.      اتصال پله هاي بالا رونده به دال بتني (پاگرد) يه روي دال بتني متصل مي شوند ولي پله هاي پايين رونده           در دال بتني بايستي به مقابل دال بتني وصل شوند.

193.      اجراي جانپناه پله معمولا با مصالح چوبي زياتر مي باشد.

194.      پله هايي كه مونتاژ مي شوند به پله هاي حلزوني معروف هستند.

195.      از نظر ايمني اجراي پله فرار با مصالح بتني مناسبتر است.

196.      تيرهاي پوشش دهنده بين دو ستون (روي پنجره ها و درب ها ) نعل درگاه نام دارد كه انتقال بار توسط آن         يكنواخت و غي يكنواخت است.

197.      گره سازي در چهار چوبهاي درب و پنجره و دكوراسيون بكار مي رود.

198.      تحمل فشار توسط بتن و تحمل كشش توسط فولاد را به اصطلاح همگن بودن بتن و فولاد مي نامند.

199.      بالشتك بتوني در زيرسري تيرآهن هاي سقف مصرف مي شود كه جنس آن مي تواند فلزي ، بتوني زير           سري و بتوني مسلح باشد.

200.      در اجراي تير ريزي سقف با تيرآهن ، مصرف بالشتك كلاف بتني و پليت مناسبتر است.

201.      بالشتك هاي منفرد زيرسري ، حداقل ريشه اش از آكس تير ريزي سقف 25 سانتيمتر است.

202.      اجراي مهار تير ريزي سقف با ميلگرد معمول تر مي باشد.

203.      براي تراز كردن تير ريزي سقف بايد بوسيله سيمان همه در يك افق ترازي قرار گيرد.

204.      طاق ضربي از نظر ضخامت به سه دسته تقسيم مي شودكه معمول ترين آن نيم آجره مي باشد كه              مهمترين عامل مقاومت در طاق ضربي خيز قوس مناسب است.

205.      در زمستان پس از دوغاب ريزي طاق ضربي ، بلافاصله بايستي كف سازي كامل روي سقف انجام شود.

206.      اگر هوا باراني باشد پس از اتمام طاق ضربي نبايد دوغاب ريخت.

207.      سقفهاي بتني قابليت فرم(شكل) گيري بهتري دارند.

208.      وظيفه انسجام و انتقال نيروها در سقفهاي بتني بعهده آرماتور مي باشد.

209.      اودكادر سقف هاي بتني به منظور خنثي كردن نيروي برشي بكار مي رود.

210.      بطور نسبي عمل بتون ريزي بين دو تكيه گاه مي بايست حداكثر طي يك روز عملي شود.

211.      از ويژگي هاي سقفهاي مجوف سبكي آن است كه در اين سقف ها آرماتور گذاري بصورت خرپا مي           باشد.

212.      تفاوت سقف هاي پيش فشرده با سقف هاي مجوف سفالي كشيده شدن آرماتورها مي باشد.

213.      حداقل زمان بريدن ميلگردها در سقفهاي پيش تنيده معمولا 7 روز مي باشد.

214.      نيروي كششي ذخيره شده در آرماتور سقفهاي پيش تنيده عامل خنثي كننده نيروي فشاري است.

215.      در سقفهاي مجوف هنگامي از تيرهاي دوبل استفاده مي شود كه دهانه و طول تير زياد باشد.

216.      قبل از ريختن پوشش بتون در اجراي تيرچه بلوكها ابتدا مي بايست سطح تيرچه و بلوك مرطوب شود.

217.      اصطلاحا ميش گذاري در بتن مسلح آرماتورهاي شبكه نمره كم اطلاق مي گردد.

218.      حداكثر فاصله دو تير در سقفهاي چوبي 50 سانتيمتر مي باشد.

219.      معمولا زمان باز كردن قالبهاي مقعر در سقف هاي بتوني 5 روز مي باشد.

220.      استفاده از قالبندي مقعر بتني در سقفهاي اسكلت فلزي و بتني معمولتر است.

221.      كابلهاي برق در سقفهاي مقعر داخل لوله هاي فولادي تعبيه مي شود.

222.      در ساختمان هايي كه بيشتر مورد تهديد آتش سوزي بهتر است نوع بنا بتني باشد.

223.      در كارخانه هاي صنعتي معمولا از سقف اسپيس دكس استفاده مي شود.

224.      اصطلاحا مفهوم سرسرا همان سقف نورگير است.

225.      در شيشه خورهاي نورگير سقف براي فضاهاي وسيع از سپري استفاده ميشود زيرا از خمش در طول               -          جلوگيري مي كند.

226.      مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آكوستيك بر سايرسقفهاي كاذب عايق در برابر صدا مي باشد.

227.      مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آلومينيومي عدم اكسيداسيون آن مي باشد.

228.      روش جلوگيري از زنگ زدگي آرماتور در بتن اين است كه جرم آن را  مي گيريم و داخل بتن قرار مي دهيم.

229.      اتصال سقف كاذب در راستاي ديوارها باعث پيش گيري از جابجايي سقف و تركهاي موئين خواهد شد.

230.      قرنيز يكطرفه آب را به يك سمت منتقل مي كند و هنگامي از قرنيز دو طرفه هنگامي استفاده مي شود           كه دو طرف ديوار آزاد باشد.

231.      قرنيز حتما بايد آبچكان داشته باشد كه آبچكان شياره زير قرنيز مي باشد.

232.      قرنيزي كه توسط آجر چيده مي شود هره چيني مي نامند.

233.      قرنيز پاي ديوارهاي داخلي به منظور جلوگيري از مكش آب توسط گچ و و  جلوگيري از ضربه ها و            -          خراشها استفاده مي شود و حتما بايد آبچكان داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

نقش رنگ در معماري

رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچنين کلمات سخن ميگويند:از نهان سبز جنگل ها,از راز آبي آسمان و درياها,از شفافيت و زلالي قطرات باران و از پاکي سفيد برف;بلي رنگها از روح آدمي و دنياي پر رمز و راز انسان سخن ميگويند و رنگهايي که انسانها بدان مي پوشند و مي نگارند و نقش ميزنند نيز حکايت از گوشه اي ديگر از درون ايشان دارد.
غايت و هدف همه مجاهدت هاي هنري بيرون کشيدن و استخلاص ماهيت و سرشت معنوي فرم و رنگ و آزادي آنها از زندان دنياي مادي است.از چنين آرزو و سودايي است که هنر غير مادي نشات ميگيرد.دنيائي که امروز در آن زندگي ميکنيم , به دنياي انسان در سالهاي گذشته , شباهتي ندارد.دنياي ما با ابداع و خلاقيت شکل گرفته است.ما بناهائي ميسازيم که محتواي آنها در عملکرد آنها نهفته است;در عين حال بناها سمبول افکار و عقايد نيستند ; بلکه تجسم افکاري هدف دار هستند.
رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچنين کلمات سخن ميگويند:از نهان سبز جنگل ها,از راز آبي آسمان و درياها,از شفافيت و زلالي قطرات باران و از پاکي سفيد برف;بلي رنگها از روح آدمي و دنياي پر رمز و راز انسان سخن ميگويند و رنگهايي که انسانها بدان مي پوشند و مي نگارند و نقش ميزنند نيز حکايت از گوشه اي ديگر از درون ايشان دارد.
با گذشت زمان فکر انسان به اسرار پديده هاي طبيعت چون رنگين کمان , رعد و برق , جاذبه و امثال آن پي برده است , با وجود اين , پديده ها هنوز هم در اسرار باقي مانده اند; رعد و برق ما مي ترساند.ولي رنگهاي رنگين کمان و نور ستاره شمالی روح را تعالی می بخشد و آن را تهذیب می کند.رنگین کمان سمبل صلح است.فقط کسانی که عاشق رنگ هستند می توانند زیبائی و کیفیت ذاتی آن را درک کنند.رنگ مواهب خود را به همه تقدیم می کند , ولی رموز و اسرار پنهان خود را فقط برای علاقه مندان واقعی آشکار می سازد.رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند , رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.
نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگ ها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار می سازد.رنگها چنان افکار و احساسات عمیقی را القاء می کنند که حتی با چشم هم دیده نمی شوند.بلکه فقط با چشم دل احساس می شوند.لیکن قدم نهادن به این وادی نیز بدون عبادت خالق , نور آسمانها و زمین و اساسآ بدون انسان شدن میسر نیست.
کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است آنگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.
گوته در " فاربن لهر " در مورد هماهنگی و کلیت رنگ می نویسد: وقتی چشم رنگی را می بیند , بلافاصله فعالیتش را شروع می کندو عملکردش چنان است که به شکلی نا خود آگاه و اجتناب ناپذیر , رنگ دیگری ایجاد می کند که با پیوستن به حلقه رنگها , ترتیب حلقه رنگ را کامل میکند و این تاثیر متقابل , احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.مقصود از هماهنگی رنگ , هنر وسعت دادن به درون مایه ها و مضامینی از تناسبات اصولی رنگ است که می تواند بعنوان پایه ای برای کمپوزیسیون ( یا آفرینش هنری )به خدمت گرفته شود.
رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار امیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی اورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.
یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.
● هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگی
فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند.
رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.پدیده های بصری , معنوی و روانی در حیطه رنگ و هنرهای رنگ روابط مشترک زیادی دارند.وقتی که موضوعی در نظر مشترک گرفته شد , طرح باید از این موضوع اولیه و حاکم بر کار , پیروی نماید.اگر رنگ مهمترین وسیله بیان حالت و مفهوم باشد , ترکیب رنگ باید از سطوح رنگ شوع شود و این سطوح , خطوط را مشخص خواهند کرد.کسی که اول خطوط را رسم می کند و بعد رنگ را بدان می افزاید , هرگز نخواهد توانست یک اثر رنگی خوب و واضح به تصویر بکشد.رنگها , ابعاد و جهات مخصوص به خود را دارند و سطوح را به شیوه خود , ترسیم می کنند.
شاید به نظر عجیب برسد که در حوزه حس بصری رنگ حرارت را می توان تشخیص داد.به هر حال تجربه نشان داده است که بین دو آتلیه که یکی با رنگ سبز-آبی و دیگری با قرمز-نارنجی رنگ شده باشد , ۵ تا ۷ درجه اختلاف حرارت یا بودت از طریق ذهنی احساس می شود.به عبارت دیگر , کسانی که در آتلیه سبز هستند , در ۱۵ درجه سانتیگراد احساس سرما می کردند , اما در اتاقی که با رنگ قرمز نارنجی رنگ شده بود تا ۱۳-۱۱ درجه سانتی گراد نیز احساس سرما نمی کردند.حقیقت این است که رنگ آبی-سبز جریان خون را کند و رنگ قرمز نارنجی همانند داروی محرکی است که باعث حالت هیجانی و تسریع جریان خون در بدن می گردد.
این تاثیرات مختلف قدرت وسیع مفهومی و بیان حالت کنتراست سرد و گرم را نشان می دهد و از آن می توان برای ایجاد اثرات تصویری فوق الهاده زیبا استفاده کرد.مناظری که فاصله اشیاء در آن زیاد است , همیشه از لحاظ رنگ سرد تر بنظر می رسند , زیرا که در عمق هوا قرار دارند.پس کنتراست سرد و گرم وسیله مهمی است که اثرات پرسپکتیو و حجمی را نشان می دهد.
شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند,یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکند و حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.
تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود. مطالعه پیرامون احساس رنگ دقیقآ با اثرات رنگ در طبیعت آغاز می شود بدین معنی که تاثیر حسی حاصله از اشیاء رنگین روی حس بینائی خود را بررسی می کنیم.امروزه پیشرفت در صنعت شیمی رنگ , سبک و عکاسی رنگی , میزان علاقه عمومی به رنگ را افزایش داده است.ولی این علاقه موقتی به رنگ تقریبآ سراپا بصری و دارای ویژگی های مادی است و با دید معنوی و احساس بررسی نمی شود.این نوعی به بازی گرفتن سطحی و صوری نیروهای ماوراء طبیعت است و همچنین فقدان جهت گیری و برنامه ریزی در مورد لزوم آشنائی با اتود های طبیعت نقصی است که در مدارس هنر قابل بررسی است.اتودهای طبیعت در هنر نمی بایست کاری تقلیدی برگرفته از تاثیرات تصادفی باشد.بلکه باید تحلیلی و تحقیقی بوده و فرم ها و رنگ ها را که مختصات راستین هستند , ابداع نمایند.چنین اتود هائی تقلیدی نیستند بلکه تفسیرگرند.اگر بخواهیم این تفسیر بجا و شایسته باشد , باید پیش از آن , مشاهده دقیق و تفکر صحیح انجام شود.

 

انجمن معماران جوان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

نقش رنگ در طراحی داخلی

همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داراست و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد.

رنگ عاملی مهم در طراحی فضا: رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است. برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.

رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.
چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.
برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.
کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.
برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:
1- آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید.
2- یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید.
3- رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد.
4- آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.
به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن.

ماهنامه دکوراسیون داخلی داریس - علی خیابانیان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

کتاب فرم، فضا و نظم

پدیدآورنده: فرانک چینگ، زهره قراگوزلو (مترجم)
ناشر: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ - 30 مهر، 1386
قیمت:  50000 ریال

برای خرید می تونید به

آدینه کتاب

بروید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

عناصر بصري ( نقطه، خط، سطح و حجم)در هنر

نقطه

 

در هنر تجسمي وقتي از نقطه نام برده مي شود، منظور چيزي است كه داراي تيرگي يا روشني، اندازه و گاهي جرم است و در عين حال ملموس و قابل ديدن است. از اين نظر در ظاهر تشابهي ميان اين مفهوم از نقطه با آن چه كه در رياضيات به نقطه گفته مي شود، وجود ندارد. در رياضيات موضوعي ذهني است كه در فضا يا بر صفحه تصور مي شود، بدون اينكه قابل ديدن و لمس شدن باشد. نقطه در زبان هنر تجسمي چيزي است كاملاً ملموس و بصري كه بخشي از اثر تجسمي را تشكيل مي دهد و داراي شكل و اندازه نسبي است. به عنوان مثال وقتي از فاصله ي دور به يك تك درخت در دشت نگاه مي كنيم. به صورت يك نقطه تجسمي ديده مي شود. اما وقتي به آن نزديك مي شويم يك حجم بزرگ مي بينيم كه از نقاط متعدد ( برگ ها) و خطوط ( شاخه ها) شكل گرفته است. بنابراين محدوده ي فضا يا سطح كه همان كادر است نقش تعيين كننده اي در تشخيص دادن نقطه ي تجسمي و معنا پيدا كردن آن دارد. در صورتي كه اندازه لكه يا عنصر بصري نسبت به كادر به قدري كوچك باشد كه به طور معمول نتوانيم جزئيات آن ها را به صورت سطح يا حجم تشخيص بدهيم، مي توانيم به آن نقطه تجسمي يا بصري بگوييم.



  موقعيت هاي مختلف نقطه

بسته به اين كه نقطه ي بصري در كجاي كادر قرار گرفته باشد، موقعيت هاي متفاوتي را به وجود مي آورد. يك نقطه روابط محدود ساده اي با اطراف خود دارد و به همان نسبت توجه مخاطب را به خود جلب مي كند. اما چنانچه نقاط بصري متعددي در يك كادر وجود داشته باشند، بر اساس روابطي كه از نظر شكل، اندازه ، تيرگي ، روشني ، رنگ ، بافت ، دوري و نزديكي با يكديگر دارند تأثيرات بصري متفاوتي به وجود خواهند آورد.
گاهي ممكن است نقطه به عنوان كوچك ترين بخش تصوير تلقي شود. در اين صورت در اثر تراكم نقطه هاي تيره تيرگي حاصل مي شود و در اثر پراكندگي آنها روشني ديده مي شود.

 

 


  خط

در زندگي روزمره و در طبيعت، خط حضور چشمگيري دارد. در اين زمينه مي توان مثال هاي متفاوتي ذكر كرد. نقوش خطي روي لباس ها، رديف صندلي ها در سالن امتحانات، خطوط آجرهاي چيده شده، سيم ها و تيرهاي برق، تنه درختان در كنار خيابان ها ، شيارهاي شخم و ..
تنوع مثال ها و نمونه ها به خودي خود نشان مي دهد كه منظور از خط تجسمي معنايي نسبي از خط است و آن نشان دادن يك حركت ممتد و پيوسته بر سطح يا در فضاست. بنابراين خط مي تواند دو بعدي يا سه بعدي باشد.
 



  جهت خط

 

خطوط تجسمي بر اساس جهت حركت مداوم در يك مسير كلي به چهار دسته ي اصلي تقسيم مي شوند كه عبارتند از :

الف) خطوط عمودي كه در طبيعت به شكل تنه درختان، تيرهاي برق و ساختمان هاي مرتفع ديده مي شوند. مفهوم اين خطوط مي تواند ايستادگي ، مقاومت و استحكام باشد.

ب) خطوط افقي كه در طبيعت به صورت سطح زمين، خط افق، پهنه دريا يا يك انسان خوابيده ديده مي شود. مفهوم اين نوع خط مي تواند آرامش ، سكون يا اعتدال باشد.

ج) خطوط مايل كه در طبيعت به شكل كناره هاي كوه، خط رعد در آسمان و سراشيبي ديده مي شوند. و در يك اثر تجسمي براي نشان دادن تحرك ، پويايي ، خشونت و عدم سكون و ثبات به كار مي روند.

د) خطوط منحني كه معمولاً در طبيعت به شكل تپه ماهور، انتشار امواج، پست و بلندي زمين و حركت بعضي از جانوران ديده مي شوند و در يك اثر تجسمي ممكن است براي نمايش دحركت سيال و مداوم، ملايمت و ملاطفت به كار گرفته شود.
 

 

 

 



  حالت خط

خطوط مي توانند در مسير حركت خود داراي شرايط زير باشند :
1 - ضخيم يا نازك، قوي يا ضعيف ، تيره يا روشن شوند.
2 – به صورت خطوط باريك يا ضخيم يكنواخت باشند.
3 – مي توانند در جهت مسير اصلي خود به صورت بريده بريده و يا متعدد باشند.
4 – مي توانند در جهت مسير اصلي خود به شكل زيگزاگ، شكسته و يا موجي در مي آيند.
5 – مي توانند به صورت منظم و يا نامنظم در مسير اصلي حركت خود تغيير جهت دهند.
 



  كاربرد خط

خط عنصر اصلي طراحي است. ترسيم خطوط پيراموني يك شكل مي تواند تصوير اشيا را به نمايش بگذارد. تراكم و انبساط هاشورها حجم و سايه روشن را نشان مي دهد. با ضخيم و نازك كردن خط در طراحي، قسمت هاي سايه دار مشخص مي شوند و حالت خطوط جنسيت و بافت اشيا را از لحاظ نرمي، سختي و استحكام مشخص مي كند.
در آثار نقاشان طبيعت گرا كه شكل هاي اشيا به دقت ترسيم مي شوند، وجود خط به عنوان پايه ي اصلي طرح قابل مشاهده است در نقاشي ايراني خط همواره جايگاهي پراهميت دارد. خط همچنين در رشته هاي ديگر هنر تجسمي نقش متناسب خود را در شكل دهي به اثر بازي مي كند. در هنر گرافيك استفاده از خط كاربردهاي متنوعي را در طراحي نشانه، در طراحي و ساخت اعلان، تصويرسازي و صفحه آرايي دارد. همچنان كه در طراحي لباس، نقشه كشي، طراحي صنعتي، مجسمه سازي و عكاسي نيز خط همواره پايه اصلي اجرا و تركيب بصري اثر را به عهده دارد.

 

 


  سطح

شكلي كه داراي دو بعد (طول و عرض) باشد سطح ناميده مي شود. در طبيعت و در پيرامون ما سطوح به اشكال متنوع وجود دارند. سطح چيزها در طبيعت گاه به صورت هموار و گاه ناهموار و داراي بافت ها نقش هاي مختلف است.
در هنر تجسمي سطح را به انحاي مختلف مي توان تجسم بخشيد و به وجود آورد، مانند شكل زير :
 

 

سطح ممكن است مستوي باشد مانند يدوار يا كف اتاق، سطح زمين فوتبال يا سطح روي يك كتاب
همچنين سطح ممكن است منحني باشد مانند سطح يك سقف گنبدي.
همه ي سطح ها از سه شكل هندسي دايره، مربع، مثلث يا تركيبي از آن ها به وجود مي آيند. اين شكل ها هر يك خصوصيات قابل مطالعه اي دارند.

دايره : دايره شكل كاملي است كه حركت جاودانه و مداومي را نشان مي دهد. همچنين دايره نماد نرمي، لطافت، سياليت، تكرار، درون گرايي، آرامش روحاني و آسماني، پاكي و صميميت به شمار مي آيد.

مربع : مربع بر خلاف دايره نماد صلابت، استحكام و سكون است. اين شكل مظهر قدرت زمين و مادي و در عين حال از زيباترين اشكال هندسي است.

مثلث : مثلث به واسطه زواياي تندي كه دارد سطحي مهاجم و شكلي ستيزنده به نظر مي رسد كه همواره در حال تحول و پويايي است. بر اساس تركيب هايي از مثلث مي توان تركيب هاي ساختاري بسياري به وجود آورد. استفاده از مثلث و شبكه هاي مثلثي يك اصل ساختاري در طبيعت و در معماري به شمار مي رود.

و اینم چندتا لینک برای مطالعه ی بیشتر: 

شبکه آموزش 

هنری به نام معماری

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

سنگ آنتيك

  

با پيشرفت صنعت معدن و استخراج وفراوري وساخت مدرن ترين دستگاههاي برش سنگ درابعاد مختلف بشربه تكنولوژي جديدي دست يافت تا از استوك (سنگهاي ريز وباطله) كارخانه هاي سنگبري طرحي جديد در معماري سنگ فرش ساختمان ايجاد كند.

اين نسل جديد سنگهاي تزييني ساختمان كه غالبا ابعادي كوچك دارند از استوك سنگهاي تراورتن وگاه شيست و لايمستون ساخته مي شوند و چون درمعادن ايران تنوع رنگي خوبي در سنگهاي تراورتن و معادني غني چون آتش كوه وآذرشهرو... وجوددارد مي توان هرچه بيشتر در پيشرفت اين هنر نوين درساختمان گام برداشت.

سنگهاي تراورتن با تخلخلهاي طبيعي خود به تنهايي زيبايي خاصي دارد ولي اغلب براي ساخت آنتيك با فرچه ي الماسه تخلخلهاي آنرا بيشتر مي كنند و لبه هاي آنرا براش (مدور يا مقعر) مي كنند و از ساب نمد اسيدي براي براقي سطح آن استفاده مي شود كه با وجود تخلخلها و موجهاي ريزروي سطحش سنگ شكل طبيعي خويش را بيشتر حفظ مي كند و حالتي قديمي و كاركرده به خود مي گيرد. آنتيكهايي كه از شيست و لايمستون ساخته مي شوند غالبا فاقد تخلخلندز سنگهاي آنتيك ريز بيشتر براي سنگفرش داخلي ساختمان بخصوص حمام وسرويس هاي بهداشتي وحتي آشپزخانه استفاده ميكنند.البته با آشنايي بيشتر معماران با اين سنگ كارايي زيادي

در زيبا سازي محيط هاي داخلي و خارجي بناها بوسيله ي آن بوجود آمده.از آنجايي كه تخلخلها در سنگهاي آنتيك زياد است بعداز نصب با ريزين هاي مخصوص كه پوششي نامرئي بحساب مي آيد روي كل سنگفرش را عايق مي كنند تا آب با نفوذ در تخلخلها باعث فرسودگي سنگ نشود. براي نصب سنگهاي آنتيك ريز و طرح دار ابتدا آنرا روي تورهاي پلاستيكي مخصوص با چسب مي چسبانند و سپس در مكان مورد نظر نصب مي كنند.

با سنگهاي آنتيك مي توان طرحهاي ظريف و زيبايي خلق كرد كه با نگاه اول به سختي مي توان باور نمود كه مصالح بكار رفته سنگ مي باشد و از آنجايي كه بشر ديگر از كاربرد مصالح مصنوعي چون كاشي و سراميك كه براق و بي روح اند وعمر مفيد پاييني دارند خسته شده از سنگ آنتيك كه حالت طبيعي بيشترو رنگهاي واقعي وعمرمفيد طولاني دارد استقبال خوبي خواهد كرد

انجمن علمی مهندسی معماری دانشگاه پيام نور واحد ساری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

عشق من بمون

عشق من بمون دلواپسم نذار

 بی تو نمی گذره این روز و روزگار

من با تو دلخوشم وقتی  کنارمی

وقتی که یارمی دارو ندارمی

عشق من بمون باز با من بخون

این ترانه ی پاک و مهربون

من با تو دلخوشم وقتی  کنارمی

وقتی که یارمی دارو ندارمی

مدونم نیستی سر پیمونت

میدونم عشقم شده زندونت

عشق من بمون دلواپسم نذار

 بی تو نمی گذره این روز و روزگار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

خداحافظ

سلام به همه ی دوستان

نمی دونم که دیگه چرا حاله نوشتن ندارم برای همین بد از 5ماه اومدم که بگم خدا حافظ
برای همیشه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

ای مرگ

 از تو دل من خون است

 گم کرده ره و گيجي

 اين کار چرا چون است

اي مرگ نفس گيري

تو لايق زنجيري

چون باز به پروازي

تو دشمن آوازي

اي مرگ نمي داني

آيين نفس کشتن

رو جان بدان را گير

بهتر چه از اين گفتن

اي مرگ نمي بيني

از دايره ی رندان اين شهر شده خالي

 اي مرگ مگر کوري

اين طايفه ی دزدان در شهر همه باقي 

 مرگ چرا اكنون

در فصل خزان عشق

از روي زمين بردي

يكتا نفر عاشق

اي مرگ چرا اكنون

در وقت افول ساز از شهر وطن بردي

مرد همه تن آواز

اي مرگ نمي بيني

از دايره ی رندان اين شهر شده خالي 

بي تو عمري نگرانم که کجايي

 اي مرگ از چه سروقت من خسته نيايي

اي مرگ بويت از اين جگر سوخته ايد

به مشام شده آنروز

 که لطفي بنمايي

اي مرگ نه طبيبي

نه پرستار

نه درمان نه دوا

مرحمي ده که غم ازدل بزدايي

 اي مرگ جغد در کلبه ويرانه ما

خنده کنان بنشين

بر سر بامم که همايي

اي مرگ

 زهرتو نوش و

 فناي تو بقا خواهد بود

تو که در چشمه ما آب بقايي

 اي مرگ

خلقي از من شده بيزار

ومن از آن دلشاد

تو مگر آيي

و زين معرکه ما را برهاني

اي مرگ سر و تن

با دل و جان

 دست زنان

پاي کوبان رو نما ميدهم

مرگ عقده در کار من افتاده

 و من در تب و تاب

تو مگر آيي و اين عقده گشايي

 اي مرگ وعده دادي

که شبي کام دل ما بدهي

تازه کن عهد خود 

اگر اهل وفايي

 اي مرگ قدمت باد مبارک

 چه نکو آمده اي بنه بر ديده

(ياور) کف بايي اي مرگ

سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

منتظرش نباش

توی آینه ببین چه زوده زود

توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه

نذار که تو اوج جوونی

غبار غم بشینه رو دلت

یهو پیر و زمین گیرت کنه

منتظرش نباش

دیگه اون تنها نیست

تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمی یاد

خودش گفت یه روزی می ذاره می ره

خودش گفت یه روز خاطره هاتو می بره از یاد

آخه دل من دل ساده ی من

تا کی می خوای خیره بمونی به عکس رو دیوار

آخه دل من دل دیوونه ی من

 دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار

دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت

 تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیش روت

دیگه نمی یاد دیگه پیشت نمی یاد

تو موندی و تنهایی و یه عمر بی کسی

تا کی می خوای بشینی به پاش بسوزی

 تا کی می خوای چشم به در بدوزی

در پی پیدا کردن کسی برو

که واسه ی خودت بخواد تو رو

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

شایدم همیشه باید بی تو من تنها بمونم

          

 

          یادمه یه آرزوبود "همیشه موندن با هم

          واسه زخم دل تنها "یادمه تو بودی مرحم

       ولی اون روزا گذشته "دیگه نیستی که بدونی

               کاش می شد بهت می گفتم

                 من می خوام پیشم بمونی

                    با یه دنیا اشک وغصه

                   نمی خوام بی تو بمونم

          توی این غروب دلگیر" شعر رفتن و بخونم

                     ولی اون روزا گذشته

                       شاید از یاد تو رفتم

                   کاشکی بودی و می دیدی

                   من هنوز عاشقت هستم

                      من صدات و نشنیدم

                         نم اشکاتو ندیدم

            توی آشیون قلبت "من نموندم و پریدم

                      ولی امروز یاد عشقت

                         منو تنها نمی ذاره

       لحظه های بی تو بودن" تو رو یاد من می یاره

                      من همونم که چشاتو

                       پر اشک و گریه کردم

        حالا راه شهر عشق رو من نرفته" بر می گردم

                      بر می گردم تا همیشه

                       قدر احساس و بدونم

          شایدم همیشه باید" بی تو من تنها بمونم

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

شونه هاتو کم دارم برای بارش

از تمومه دنیا و دارو ندارش

 شونه هاتو کم دارم برای بارش

زخمی خنجر زهر آگین یارم

توکه تازه اومدی تنها نذارم

به چشام خوب خیره شو

ببین چه پیرم

منو دریاب خوب من

دارم میمیرم

 دیگه حتی نایی نیست

برای گفتن

خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

یک لحظه خوبی به من بده

 از من بگیر روح و تنم

برای یک لحظه خوشی

به هر دری در می زنم

بر گردون عمر رفته ام

حتی واسه یه ثانیه

دل خوش کنم حتی دروغ

 از من مگه چی باقیه

غربتم رو آشنایی کن بهارم

روزامو دریاب عزیز

 دور شد قطارم

تنها یه ثانیه عاشقی"

به جز این

 هیچ توقهی از این روزا ندارم

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

چرا دوباره اومدی

 

داشتم فراموشت می کردم

 اما باز دوباره دیدمت

تو غم ها غوطه ور شدم چرا؟

داشتم فراموشت می کردم

 اما تا صدات رسید به گوش من

 شکستم بی صدا چرا؟

داشتی می رفتی از خیال من

 خزونی بود بهار من

دیدم تو رو خزونم جون گرفت

این قلب سرد و ساکتم

دوباره با نگاه گرم و بی ریا و عاشقت زبون گرفت

چرا دوباره اومدی

 صدارو جون دادی

گل بهارو زخم دل دوباره تازه شد

شوق نگاه خستم و

دوباره دوختی آخر ستاره

 حسرتم بی اندازه شد

یا راحتم کن و واسه همیشه

این دلو بکن ز ریشه

از خیال سرد من برو

یا باغبون شو بهارو

 باز نشون بده گلارو

 تو وجود خسته ام برو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

آرزو کردم

                     

 

آرزو کردم تو باشي،

 واسه قلب بي پناهم يک پناه سرد خاموش،

 که باشه چشم به راهم 

آرزو کردم تو باشي، قصه زيباي دنيا تو بخوني اسم من را ،

 تو بشي واسم يک رويا

 آرزو کردم تو باشي ، هميشه در کنارم وقت خواب وبيداري

 ببينم من روي ماهت

اما تو با من نبودي، از دل سردم نخوندي

تو جدا شدي زقلبم ، چونکه عاشقم نبودي

چقدر آسون شکستن ،

همه درهاي خانه تو آرزوي سردم،

 من شدم فقط ديونه تو رها کردي رفتي ،

من تو غصه و دردها گفتي

 آرزو نداري ، که بشي باور دنيام برو اي سفر گزيده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

نميدونستي ميميرم بي تو

ميميرم برات نميدونستي ميميرم بي تو و بدون چشا ت

رفتي از برم

تو نميدونستي كه دلم بسته به ساز صدا ت

 آرزومه كه نميدونستي که من ميميرم برات

ميميرم برات

عاشقم هنوز نمي خواستي كه بموني و بسوزي به ساز دلم

 گفتي من ميرم تو مي خواستي بري

تا فردا باور خوشگلم برو راهي نيست

 تا فردا باور خوشگلم -

 خوشگلم سفرت به خير

 اگه ميري از اينجا تك و تنها تا يه شهر دور

برو كه رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور

 به يه دنيا نور سفرت به خير

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

بوسه!!!!

 

 

 

اشکهايت را با دستان لرزانم از روي گونه هايت پاک ميکنم،

 نگاهت بي نهايت معصومانه است.

قطره هاي اشکي را که بر روي انگشتانم مانده است

مزمره ميکنم،

 مزه دوست داشتن ميدهد،

سرت را روي شانه هايم ميگذاري و اشکهايت دوباره سرازير ميشود،

از لرزشي که به شانه هايم ميدهي تمام بدنم ميلرزد.

 سرت را بلند ميکنم و به چشمان خيست زل ميزنم،

 بازهم معصومي و بي گناه،

لبريز عشق.

 لبهايم را به روي لبهاي سرخت ميگذارم

و لحظه اي در رويا ميميرم، و تو مرا از اين رويا جدا نخواهي كرد.....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

 

 

اي نازنين من، اي بهار جان من، اي تنها وجودِ وجودِ من، اي تنها ترانه لبهاي من

بگذار بگويم تو رو دوست مي دارم

بگذار جانم گرمي دوست داشتن را حس کند

بگذار سرخي عشق در خونم جاري شود

بگذار لبانم با ذکر نام تو عشق را زمزمه کند

بگذار با ديدن تو بودن را حس کنم

بگذار خود را آنهم از هرآنچه هست

از هر آنچه مرا به انزواي بي تو بودن مي خواند

بگذار بودن و وجود داشتن را با تو حس کنم با تو که تنها وجود

براي وجودٍ تنهاي من هستي

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

!!!کاش بودی!!

 

 

کاش بودی تا دلم تنها نبود

تا اسیر غصه فردا نبود

کاش بودی تا نگاه خسته ام

بی خبر از موج و دریا نبود

کاش بودی تا دو دست عاشقم

غافل از لمس گل مینا نبود

کاش بودی تا زمستان دلم

این چنین پر سوزپر سرما نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی

بعدتو این زندگی زیبا نبود

بعد تو این زندگی زیبا نبود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

چقدر دلم برای دوباره بودنت تنگ است...

چقدر دلم برای دوباره بودنت تنگ است...
چقدر غریبم بی تو...
هوای غروب گرفته دلم... آسمان ابری ست. زمین هم... دلم می خواهد ببارم اما، وقتی تو نیستی به اعتماد کدام شانه تکیه کنم؟ پناهنده ی حریم امن کدام آغوش مهربان شوم؟ کدام دست نوازشگر را ببوسم؟ توی کدام نگاه آسمانی گم شوم؟...
وقتی تو نیستی، چقدر جای خالی برای دلتنگی هست!...

                                به فکر سر سپردنم 
به اعتماد شانه ات...

امشب، باز بیدارم... امشب ، می نشینم بالای سر خیالت تا تو بخوابی. تا تو آسوده بخوابی. امشب، تا صبح نگاهت می کنم. وقتی که می خوابی، چقدر از همیشه معصوم تری! دلم می خواهد چشم بدوزم به چشمان نازنینت، وقتی خوابی. دلم می خواهد بنشینم کنارت، مراقب باشم که کسی، چیزی، صدایی، پرده ی نازک خواب لطیفت را پاره نکند. رویا می بینی؟!... چه زیبا لبخند می زنی توی خواب! چقدر چشمان زیبایت آرامش می بخشد توی خواب! تو چقدر آرامی!... دلم می خواهد همیشه از این آرامشت قرار بگیرم. دلم  می خواهد قرار همیشه برقرار من باشی...

چقدر روزهای نبودنت دیر می گذرد...
چه سخت است نبودن مهربانی ات...
چه تلخ است لحظه های بی تو بودن...
چقدر حس لبخندهای مهربانت آسمانی ست...
چقدر انتظار برای دیدنت، برای شنیدنت، شیرین است!...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

بوسه

                                          

 

 

 

 

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب
عشق

بوسه يعني آتش و گرماي تب

بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب
عشق

طعم شيريني به رنگ سادگي

بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري
تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب
عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني
عشق
من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان

طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است


بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني
عشق و آواز و سرود
بوسه يعني وصل جانها از دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

گم کرده ام...

 

 

گم كرده ام حتي خودم را ،ردپايم كو؟

آن خنده هاي دور مثل سيب بر شاخه
آن پنجره تا عمق شادي ها، رهايم كو؟

مي پوسم اي تا بي نهايت سبز،در اين سو
در عمق آتش،موج شيرين صدايم كو؟

اي ابرهاي تلخ باران زا در اين طوفان
كو انتهاي حس رفتن،تا كجايم كو؟

مي گردم اما نيست،بيهوده است گشتن،آه
زيباترين روياي من! شور ونوايم كو؟

اينجا من از خود رفته ام ،حس جنونم نيست!
اي خوشترين هذيان،حضور لحظه هايم كو؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

من می دانم!

 

من میدانم روزی خواهم مرد.پس مرا در خاک مینهید

مرا در تابوتی سیاه بگذارید .تا همه بدانند که سیاه بخت بوده ام

چشمان مرا باز بگذارید تا همع ی جهانیان بدانند که چشم انتظار از دنیا رفتم

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید.تا بفهمند که من به انچه میخواستم.نرسیدم

و در اخر یک پارچه ی سیاه بر تابوتم بکشید تا همه بدانند هر چه ظلمت بود کشیدم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  | 

در گذشته!!!!!

در گذشته عشق براي من

 واژه اي نا شناخته بود

 اما حالا مي بينم كه در اعماق وجودم ، هر بافت ، هر عصب هر هيجان

، هر احساس من در التهاب است

 در شور شگفت انگيز ....

عشق حال دريافتم كه عشق ما حتي از آنچه در روياها مي ديدم

 نيز زيبا تر است و آن عشق تنها از آن‌‌ٍ توست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسین  |