کتاب فرم، فضا و نظم

پدیدآورنده: فرانک چینگ، زهره قراگوزلو (مترجم)
ناشر: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ - 30 مهر، 1386
قیمت:  50000 ریال

برای خرید می تونید به

آدینه کتاب

بروید.

عناصر بصري ( نقطه، خط، سطح و حجم)در هنر

نقطه

 

در هنر تجسمي وقتي از نقطه نام برده مي شود، منظور چيزي است كه داراي تيرگي يا روشني، اندازه و گاهي جرم است و در عين حال ملموس و قابل ديدن است. از اين نظر در ظاهر تشابهي ميان اين مفهوم از نقطه با آن چه كه در رياضيات به نقطه گفته مي شود، وجود ندارد. در رياضيات موضوعي ذهني است كه در فضا يا بر صفحه تصور مي شود، بدون اينكه قابل ديدن و لمس شدن باشد. نقطه در زبان هنر تجسمي چيزي است كاملاً ملموس و بصري كه بخشي از اثر تجسمي را تشكيل مي دهد و داراي شكل و اندازه نسبي است. به عنوان مثال وقتي از فاصله ي دور به يك تك درخت در دشت نگاه مي كنيم. به صورت يك نقطه تجسمي ديده مي شود. اما وقتي به آن نزديك مي شويم يك حجم بزرگ مي بينيم كه از نقاط متعدد ( برگ ها) و خطوط ( شاخه ها) شكل گرفته است. بنابراين محدوده ي فضا يا سطح كه همان كادر است نقش تعيين كننده اي در تشخيص دادن نقطه ي تجسمي و معنا پيدا كردن آن دارد. در صورتي كه اندازه لكه يا عنصر بصري نسبت به كادر به قدري كوچك باشد كه به طور معمول نتوانيم جزئيات آن ها را به صورت سطح يا حجم تشخيص بدهيم، مي توانيم به آن نقطه تجسمي يا بصري بگوييم.



  موقعيت هاي مختلف نقطه

بسته به اين كه نقطه ي بصري در كجاي كادر قرار گرفته باشد، موقعيت هاي متفاوتي را به وجود مي آورد. يك نقطه روابط محدود ساده اي با اطراف خود دارد و به همان نسبت توجه مخاطب را به خود جلب مي كند. اما چنانچه نقاط بصري متعددي در يك كادر وجود داشته باشند، بر اساس روابطي كه از نظر شكل، اندازه ، تيرگي ، روشني ، رنگ ، بافت ، دوري و نزديكي با يكديگر دارند تأثيرات بصري متفاوتي به وجود خواهند آورد.
گاهي ممكن است نقطه به عنوان كوچك ترين بخش تصوير تلقي شود. در اين صورت در اثر تراكم نقطه هاي تيره تيرگي حاصل مي شود و در اثر پراكندگي آنها روشني ديده مي شود.

 

 


  خط

در زندگي روزمره و در طبيعت، خط حضور چشمگيري دارد. در اين زمينه مي توان مثال هاي متفاوتي ذكر كرد. نقوش خطي روي لباس ها، رديف صندلي ها در سالن امتحانات، خطوط آجرهاي چيده شده، سيم ها و تيرهاي برق، تنه درختان در كنار خيابان ها ، شيارهاي شخم و ..
تنوع مثال ها و نمونه ها به خودي خود نشان مي دهد كه منظور از خط تجسمي معنايي نسبي از خط است و آن نشان دادن يك حركت ممتد و پيوسته بر سطح يا در فضاست. بنابراين خط مي تواند دو بعدي يا سه بعدي باشد.
 



  جهت خط

 

خطوط تجسمي بر اساس جهت حركت مداوم در يك مسير كلي به چهار دسته ي اصلي تقسيم مي شوند كه عبارتند از :

الف) خطوط عمودي كه در طبيعت به شكل تنه درختان، تيرهاي برق و ساختمان هاي مرتفع ديده مي شوند. مفهوم اين خطوط مي تواند ايستادگي ، مقاومت و استحكام باشد.

ب) خطوط افقي كه در طبيعت به صورت سطح زمين، خط افق، پهنه دريا يا يك انسان خوابيده ديده مي شود. مفهوم اين نوع خط مي تواند آرامش ، سكون يا اعتدال باشد.

ج) خطوط مايل كه در طبيعت به شكل كناره هاي كوه، خط رعد در آسمان و سراشيبي ديده مي شوند. و در يك اثر تجسمي براي نشان دادن تحرك ، پويايي ، خشونت و عدم سكون و ثبات به كار مي روند.

د) خطوط منحني كه معمولاً در طبيعت به شكل تپه ماهور، انتشار امواج، پست و بلندي زمين و حركت بعضي از جانوران ديده مي شوند و در يك اثر تجسمي ممكن است براي نمايش دحركت سيال و مداوم، ملايمت و ملاطفت به كار گرفته شود.
 

 

 

 



  حالت خط

خطوط مي توانند در مسير حركت خود داراي شرايط زير باشند :
1 - ضخيم يا نازك، قوي يا ضعيف ، تيره يا روشن شوند.
2 – به صورت خطوط باريك يا ضخيم يكنواخت باشند.
3 – مي توانند در جهت مسير اصلي خود به صورت بريده بريده و يا متعدد باشند.
4 – مي توانند در جهت مسير اصلي خود به شكل زيگزاگ، شكسته و يا موجي در مي آيند.
5 – مي توانند به صورت منظم و يا نامنظم در مسير اصلي حركت خود تغيير جهت دهند.
 



  كاربرد خط

خط عنصر اصلي طراحي است. ترسيم خطوط پيراموني يك شكل مي تواند تصوير اشيا را به نمايش بگذارد. تراكم و انبساط هاشورها حجم و سايه روشن را نشان مي دهد. با ضخيم و نازك كردن خط در طراحي، قسمت هاي سايه دار مشخص مي شوند و حالت خطوط جنسيت و بافت اشيا را از لحاظ نرمي، سختي و استحكام مشخص مي كند.
در آثار نقاشان طبيعت گرا كه شكل هاي اشيا به دقت ترسيم مي شوند، وجود خط به عنوان پايه ي اصلي طرح قابل مشاهده است در نقاشي ايراني خط همواره جايگاهي پراهميت دارد. خط همچنين در رشته هاي ديگر هنر تجسمي نقش متناسب خود را در شكل دهي به اثر بازي مي كند. در هنر گرافيك استفاده از خط كاربردهاي متنوعي را در طراحي نشانه، در طراحي و ساخت اعلان، تصويرسازي و صفحه آرايي دارد. همچنان كه در طراحي لباس، نقشه كشي، طراحي صنعتي، مجسمه سازي و عكاسي نيز خط همواره پايه اصلي اجرا و تركيب بصري اثر را به عهده دارد.

 

 


  سطح

شكلي كه داراي دو بعد (طول و عرض) باشد سطح ناميده مي شود. در طبيعت و در پيرامون ما سطوح به اشكال متنوع وجود دارند. سطح چيزها در طبيعت گاه به صورت هموار و گاه ناهموار و داراي بافت ها نقش هاي مختلف است.
در هنر تجسمي سطح را به انحاي مختلف مي توان تجسم بخشيد و به وجود آورد، مانند شكل زير :
 

 

سطح ممكن است مستوي باشد مانند يدوار يا كف اتاق، سطح زمين فوتبال يا سطح روي يك كتاب
همچنين سطح ممكن است منحني باشد مانند سطح يك سقف گنبدي.
همه ي سطح ها از سه شكل هندسي دايره، مربع، مثلث يا تركيبي از آن ها به وجود مي آيند. اين شكل ها هر يك خصوصيات قابل مطالعه اي دارند.

دايره : دايره شكل كاملي است كه حركت جاودانه و مداومي را نشان مي دهد. همچنين دايره نماد نرمي، لطافت، سياليت، تكرار، درون گرايي، آرامش روحاني و آسماني، پاكي و صميميت به شمار مي آيد.

مربع : مربع بر خلاف دايره نماد صلابت، استحكام و سكون است. اين شكل مظهر قدرت زمين و مادي و در عين حال از زيباترين اشكال هندسي است.

مثلث : مثلث به واسطه زواياي تندي كه دارد سطحي مهاجم و شكلي ستيزنده به نظر مي رسد كه همواره در حال تحول و پويايي است. بر اساس تركيب هايي از مثلث مي توان تركيب هاي ساختاري بسياري به وجود آورد. استفاده از مثلث و شبكه هاي مثلثي يك اصل ساختاري در طبيعت و در معماري به شمار مي رود.

و اینم چندتا لینک برای مطالعه ی بیشتر: 

شبکه آموزش 

هنری به نام معماری

 

سنگ آنتيك

  

با پيشرفت صنعت معدن و استخراج وفراوري وساخت مدرن ترين دستگاههاي برش سنگ درابعاد مختلف بشربه تكنولوژي جديدي دست يافت تا از استوك (سنگهاي ريز وباطله) كارخانه هاي سنگبري طرحي جديد در معماري سنگ فرش ساختمان ايجاد كند.

اين نسل جديد سنگهاي تزييني ساختمان كه غالبا ابعادي كوچك دارند از استوك سنگهاي تراورتن وگاه شيست و لايمستون ساخته مي شوند و چون درمعادن ايران تنوع رنگي خوبي در سنگهاي تراورتن و معادني غني چون آتش كوه وآذرشهرو... وجوددارد مي توان هرچه بيشتر در پيشرفت اين هنر نوين درساختمان گام برداشت.

سنگهاي تراورتن با تخلخلهاي طبيعي خود به تنهايي زيبايي خاصي دارد ولي اغلب براي ساخت آنتيك با فرچه ي الماسه تخلخلهاي آنرا بيشتر مي كنند و لبه هاي آنرا براش (مدور يا مقعر) مي كنند و از ساب نمد اسيدي براي براقي سطح آن استفاده مي شود كه با وجود تخلخلها و موجهاي ريزروي سطحش سنگ شكل طبيعي خويش را بيشتر حفظ مي كند و حالتي قديمي و كاركرده به خود مي گيرد. آنتيكهايي كه از شيست و لايمستون ساخته مي شوند غالبا فاقد تخلخلندز سنگهاي آنتيك ريز بيشتر براي سنگفرش داخلي ساختمان بخصوص حمام وسرويس هاي بهداشتي وحتي آشپزخانه استفاده ميكنند.البته با آشنايي بيشتر معماران با اين سنگ كارايي زيادي

در زيبا سازي محيط هاي داخلي و خارجي بناها بوسيله ي آن بوجود آمده.از آنجايي كه تخلخلها در سنگهاي آنتيك زياد است بعداز نصب با ريزين هاي مخصوص كه پوششي نامرئي بحساب مي آيد روي كل سنگفرش را عايق مي كنند تا آب با نفوذ در تخلخلها باعث فرسودگي سنگ نشود. براي نصب سنگهاي آنتيك ريز و طرح دار ابتدا آنرا روي تورهاي پلاستيكي مخصوص با چسب مي چسبانند و سپس در مكان مورد نظر نصب مي كنند.

با سنگهاي آنتيك مي توان طرحهاي ظريف و زيبايي خلق كرد كه با نگاه اول به سختي مي توان باور نمود كه مصالح بكار رفته سنگ مي باشد و از آنجايي كه بشر ديگر از كاربرد مصالح مصنوعي چون كاشي و سراميك كه براق و بي روح اند وعمر مفيد پاييني دارند خسته شده از سنگ آنتيك كه حالت طبيعي بيشترو رنگهاي واقعي وعمرمفيد طولاني دارد استقبال خوبي خواهد كرد

انجمن علمی مهندسی معماری دانشگاه پيام نور واحد ساری