درد دله یه معمار
به نام خدا
می خوام ساده بنویسم این دفعه از خودم. خیلی دلم می خواست این ترم اصلا وجود نداشت چون بهم خیلی سخت گذشت یه اتفاقایی افتاد که اصلا انتظارش رو نداشتم
۱درسایی رو خراب کردم که اون گاگولای کلاس بالای ۱۵ گرفتن.
۲عزیز ترین پسر عمه ام و عزیز ترین زن نوه عمه ی دیگم و از دست دادم.
۳ کلی قرض بالا اوردم
۴ کارامو از دست دادم
۵ خیلی خسته شدم
۶یه اتفاقیم امروز افتاد که قابله بیان نیست.
بعد با این وجود انتظار داشتن دوستان که زود به زود به روز بشم برام سخته که با ذهنی آشفته بخوام بنویسم یا به قوله دوستان کپی کنم.الانم امدم درد دل کنم شاید بتونم با روحیه ای که شما بم بدین بتونم پایان نامه های بچه های معماری زاهدان و استادامون رو در اختیارتون بذارم اما به شرطی که کپی نکنین.اگه دوستانه خوبی باشین از تمام دانشگاه های ایران ...
+ نوشته شده در ساعت توسط حسین
|
با سلام