آرزو کردم تو باشي،

 واسه قلب بي پناهم يک پناه سرد خاموش،

 که باشه چشم به راهم 

آرزو کردم تو باشي، قصه زيباي دنيا تو بخوني اسم من را ،

 تو بشي واسم يک رويا

 آرزو کردم تو باشي ، هميشه در کنارم وقت خواب وبيداري

 ببينم من روي ماهت

اما تو با من نبودي، از دل سردم نخوندي

تو جدا شدي زقلبم ، چونکه عاشقم نبودي

چقدر آسون شکستن ،

همه درهاي خانه تو آرزوي سردم،

 من شدم فقط ديونه تو رها کردي رفتي ،

من تو غصه و دردها گفتي

 آرزو نداري ، که بشي باور دنيام برو اي سفر گزيده