آرزو کردم
آرزو کردم تو باشي،
واسه قلب بي پناهم يک پناه سرد خاموش،
که باشه چشم به راهم
آرزو کردم تو باشي، قصه زيباي دنيا تو بخوني اسم من را ،
تو بشي واسم يک رويا
آرزو کردم تو باشي ، هميشه در کنارم وقت خواب وبيداري
ببينم من روي ماهت
اما تو با من نبودي، از دل سردم نخوندي
تو جدا شدي زقلبم ، چونکه عاشقم نبودي
چقدر آسون شکستن ،
همه درهاي خانه تو آرزوي سردم،
من شدم فقط ديونه تو رها کردي رفتي ،
من تو غصه و دردها گفتي
آرزو نداري ، که بشي باور دنيام برو اي سفر گزيده

+ نوشته شده در ساعت توسط حسین
|
با سلام