اي نازنين من، اي بهار جان من، اي تنها وجودِ وجودِ من، اي تنها ترانه لبهاي من

بگذار بگويم تو رو دوست مي دارم

بگذار جانم گرمي دوست داشتن را حس کند

بگذار سرخي عشق در خونم جاري شود

بگذار لبانم با ذکر نام تو عشق را زمزمه کند

بگذار با ديدن تو بودن را حس کنم

بگذار خود را آنهم از هرآنچه هست

از هر آنچه مرا به انزواي بي تو بودن مي خواند

بگذار بودن و وجود داشتن را با تو حس کنم با تو که تنها وجود

براي وجودٍ تنهاي من هستي